ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

256

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و مسيلمه سوى پيغامبر نامه نوشت و خود را رحمان اليمامه نام كرده بود برين نسخت : من مسيلمة رحمن اليمامه الى محمد بن عبد اللّه بسم اللّه الرحمن اما بعد فان الارض نصفها ( 168 - ب ) لى و نصف لك و لكنكم بنو عبد المطلب لا تنصفون . چون پيغامبر آن نامه برخواند ، رسولان را گفت شما اندرين چه گوييد ، گفتند همچنين كه زمين نيمى تو راست و نيمى او را ، پيغامبر گفت اگر نه آنستى كه بر رسول كشتن واجب نيست ، و اگر نه [ 1 ] من شما را كشتن فرمودمى ، پس پاسخ فرمود . من محمد رسول اللّه الى مسيلمة الكذّاب بسم اللّه الرحمن الرحيم امّا بعد فانّ الارض للّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين ، و مهترى بود به يمامه مجاعه نام بود ، و اين هر دو نسخت بر وى عرضه كردند ، گفت اين جواب بسخن پيغامبران بهتر ماند . السنة الحادى عشر پيغامبر صلى اللّه عليه و السلام بيمار بود كه از حج بمدينه باز رسيد اندر محرّم ، و چون از كار اسود بيمن و مسيلمه به يمامه خبر رسيدش از دلتنگى بيمارى زيادت گشت ، و سوى ملوك يمن نامه فرستاد كه اسود دروغ زنست بكشيدش ، و طليحة بن خويلد الاسدى همچنين دعوى نبوّت همى كرد ، و كس سوى پيغامبر فرستاده بود كه صلح كنيم يا حرب ؟ و پيغامبر او را لعنت كرده بود ، و گفته : قتلك اللّه و حرّمك الشهادة ، و اندر ماه صفر خبر رسيد از يمن كه اسود را بكشتند ، پس پيغامبر شاد گشت [ و ] سوى مسجد آمد ، و شكر كرد حق تعالى را در خطبه ( 169 - آ ) و مؤمنان را بشارت داد كه [ اسود ] [ 2 ] الكذاب را بكشتند [ و مسيلمه ]

--> [ ( 1 ) ] دو حرف شرط در جملهء شرطيه آوردن در قديم متداول بوده است ر ك : مقدمه [ ( 2 ) ] متن : مسيلمة ، و الصحيح اسود ، زيرا مسيلمه در زمان خلافت ابى بكر كشته شد - طبري گويد : پيغامبر در مرض موت خود و بر بن يحنس را بيمن فرستاد و مسلمين را بدفع اسود از راه جنگ يافتك غيله مأمور فرمود و فيروز بن ديلمى و داذويه اصطخرى و حشيش ( جشنس ظ ) بن ديلمى با قيس بن مكشوح سردار سپاه اسود در قتل وى متفق شدند و براهنمائى آزاد زن شهر بن باذان كه اسود شوهرش را كشته و آن زن را تصرف كرده بود از نقب شبانه داخل خوابگاه اسود شدند و فيروز او را كشته و سرش را بريد و روز قبل از وفات يا شب قبل از وفات اين خبر برسول اللّه رسيد و اصحاب را فرمود كه : عنس كذاب را فيروز بكشت . . . قتله رجل مبارك من اهل بيت مباركين قيل و من قال فيروز فاز فيروز ( ج 4 ص 1863 )