ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
255
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
انا النبىّ لا كذب * انا ابن عبد المطلب و در ماه ذى الحجه پيغامبر بمدينه باز آمد ، و حج مسلمانان كردند و كافران نيارستند كردن ، و ابراهيم پسر پيغامبر همين سال زاد از ماريه . السنة التاسعه و اندرين سال نجاشى بحبشه بمرد و جبرئيل عليه السلام حجاب برداشت تا پيغامبر او را بديد بر تخت ، در ماه رجب اندر [ و ] در مدينه بر وى نماز كرد ، و در ماه شوال [ غزو ] تبوك بود به زمين شام ، و پيغامبر بتن خويش آنجا رفت ، و در ماه ذى القعده غزو بنى طى بود و از آن پس عدى بن حاتم الطائي پيش پيغامبر آمد و مسلمان گشت ، و پيغامبر او را كرامت كرد ، حرمت [ 1 ] سخا [ ء ] پدرش ، و هيچ كافر را چنان حرمت نداشت تا مسلمان گشت . السنة العاشرة باذان و يمنيان ( 168 - آ ) اين وقت مسلمان شدند ، و هم از اول سال و فدهاء عرب آمدن گرفتند ، و ايشان را با پيغامبر مناظرهاست ، و آيات قرآن مجيد بدان شاهد ، كه نه جايگاه آن شرحست ، [ و ] قبايل عرب اسلام پذيرفتند و اندر ماه ذى القعده پيغامبر سوى حج رفت ، و آنجا خطبهء بر انجمن بسيار و انبوه مسلمانان و ذكر شريعت اسلام و مناسك حج و هر چيزى ياد كرد ، و اين را حج - الوداع خوانند ، و آخرين جمعه بود اين ، زيرا كه نيز پيغامبر را عليه السلام بازنديدند و اين وقت آيت آمد كه : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، و چون از حج بازگشت هم اندر راه بيمار شد ، و به يمامه مسيلمة الكذاب دعوى پيغامبرى كرد ، و او در جمله وفد يمامه ، سوى پيغامبر آمده بود ، پس همچنان سخنان بسجع بر هم بستى ، و گفتى ميكائيل آمد و آورد از آسمان ، همچنانكه جبرئيل پيش محمد همى آورد ، [ نبوت ] نيمى مراست و نيمى او را ، و خلقى مردم از يمامه تابع او شدند ، و آن شرحى طرفه است ، [ و بيمن ] [ 2 ] اسود العنسى [ 3 ] همچنين دعوى پيغامبرى كرد ، و بسيارى مرتد شدند ،
--> [ ( 1 ) ] متن : و حرمت [ ( 2 ) ] متن : و سمى اسود ، و اسود العنسى نامش عيهلة بن عوف العنسى است و عنس بطمنى است از قبيلهء مذحج و لقب اسود ذو الخمار بود زيرا همواره نقاب داشتى . [ ( 3 ) ] متن : العيسى .