ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
167
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
يكون من ابنائنا شيعة * هناك له عند مر الحقب فيا ليت انى ادركته * فابذل نفسي له للعطب و اجعل نفسى له جنة * و اصرف عنه الردىّ و الكرب [ 1 ] اندر سير الملوك گفته است خود حسان بودست [ 2 ] پدر او [ ا ] ما هر دو در تاريخ جرير و حمزهء اصفهانى برين سان كه نوشتيم ناطق است [ 2 ] و اين درستتر [ 3 ] پس به مكه بسيار چيز بخشيد فرزندان نزار [ 4 ] را ، و سوى مدينه برگزار [ 5 ] مهتران پيش رفتند ، و از جهودان فدك و خيبر و بنى قريظه بناليدند ، و گفتند [ . . . . ] ايشان بكرد ، [ 6 ] و بروايتى گويند دين جهودان بپذرفت ، و از آن پس جهودان بيمن اندر شدند ، و بسيارى مردمان بدين جهودى اندر آمدند ، و آشكارا شد و اللّه اعلم . ملك مرثد بن عبد الكلال [ 7 ] احدى و اربعون سنه ، برادر تبع بود ، و اخبارى نيافتهايم جز ازين كه بعد از ملك وى حميريان متفرق شدند و اللّه اعلم به . ملك وليعة بن مرثد ، سبع و ثلثون سنه ، هيچ اخبارى نخواندهايم مگر اين ( 108 - ب ) تاريخ ملكش كه نوشتم و ايزد تعالى داناتر است بدان . ملك ابرهة بن الصباح خمس عشر سنه : مردى دانا و با سخاوت ، بود ، و معديان را كه اسلاف پيغامبر ما صلى اللّه عليه و سلم بودند نيكو داشتى ، و همى دانست كه ملك به قريش رسد [ 8 ] و از اخبار يمن روايتست كه او بگاه شاپور ذو الاكتاف [ 9 ] بود ،
--> [ ( 1 ) ] ماخذ اين اشعار بدست نيامد [ ( 2 ) ] ميان اين دو علامت در اصل لا يقرأ و مشوش بود [ ( 3 ) ] اصل : درسير ، [ ( 4 ) ] اصل : نژاد . و نزار از اجداد رسول صلم است [ ( 5 ) ] ظ : برگذشت و [ ( 6 ) ] اينجا افتاده دارد ، و طبرى تبعى را نام ميبرد ( تبع بن تبع تبان اسعد ابى كرب بن ملكيكرب . . . ) كه بزعم اهل يمن او به مكه رفته و خانه را پوشانيده و ؟ مطابع ؟ نهاده و مردم را اطعام كرده و سپس بمدينه رفته و از يهود مقتلهء عظيمى برپا كرد بسبب شكايتى كه اوس و خزرج از يهوديان نزد وى برده بودند ( 1 - 2 ص 775 ) و حمزه گويد تبع بن حسان بن تبع خانه را پوشانيد و بمدينه رفت و او بود كه دو حبر از احبار يهود را بيمن برد و يهودى شد ( ص 87 ) و ظ : خبر كشتار يهوديان از متن افتاده است : [ بناليدند و گفتند ايشان ما را همى آزارند تبع از جهودان كشتارى بزرگ بكرد ] [ ( 7 ) ] حمزه : مرثد بن عبيد كلال ( 87 ) [ ( 8 ) ] اصل : دانست كه كنار بقريش رسيدن . . . حمزه : و كان : قد علم ان الملك يصير الى بني معد و كان منهم فى قريش ( ص 87 ) و ازينرو اصلاح شد [ ( 9 ) ] اصل : ذو الاكتاب