ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
142
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
بنى اسرائيل از دست اهل مدين از پسران لوط هفت سال در ، رهانيدن جدعون بن نواش [ 1 ] بنى اسرائيل را و حاكم شدن ميان ايشان چهل سال ، در ولايت املك از آل [ 2 ] لوط سه [ سال ، ] در ولايت يولع بن فوا [ 3 ] [ بيست و سه سال ، در ولايت يا بين [ 4 ] ] از بنى اسرائيل بيست و [ دو ] [ 5 ] سال ، در غلبهء بنى رعمون [ 6 ] از فلسطين هيجده سال ، در ولايت يفتح [ 7 ] از بنى اسرائيل شش سال در ولايت يحسون [ 8 ] اسرائيلى هفت سال ، در ولايت الون از بنى اسرائيل دو سال ، در ولايت لرون و عكرون [ 9 ] و او را چهل پسر بود ، و [ سى ] پسر زاده ، هشت ( 92 - آ ) سال ، در غلبه مردم فلسطين دوم بار چهل سال ، در ولايت شمسون الجبار در [ 10 ] بنى اسرائيل سى سال ، [ 11 ] در ولايت عالى [ 12 ] كندا [ 13 ] كه تدبير كنندهء بنى اسرائيل بود سى سال . [ 14 ] گويند چون از ملك اوسى سال بگذشت [ 15 ] سالهاء عالم به دو هزار و چهل سال [ 16 ] رسيده بود ، و درين
--> [ ( 1 ) ] ح : و لاستعباد جدعون ابن يواش اياهم . . . طبرى : ثم تنقذهم منهم ( از اهل مدين ) رجل من ولد نفثالى بن يعقوب يقال له جدعون بن يواش ( حاشيه : مواس ، يوانس ) ( ص 564 ) [ ( 2 ) ] ح : املك بن جدعون . طبرى : ابيملك بن جدعون . ( حاشيه : ايمك ، اينمك ، اسمك . ص 546 ) . و عبارت از آل لوط در نسخى كه ماخذ متن بوده است ديده نشد . [ ( 3 ) ] ح : تولع بن فوا . طبرى : تولغ ( حاشيه : فولغ قولع ) بن فوا ابن خال ابيملك و قيل انه ابن عمه . . . [ ( 4 ) ] ح : يا بين الاسرائيلى . طبرى : رجل من بنى اسرائيل يقال له يائير ( حاشيه : مامر ، يانين ) . اين قسمت از متن افتاده بود ، چه در هر دو ماخذ حمزه - طبرى موجود بود . بعلاوه لفظ ( از بنى اسرائيل معلوم ميكرد كه مربوط با ( يانين ) مزبور بايد باشد . لذا از حمزه نقل شد . [ ( 5 ) ] متن : سه سال ، و از حمزه - طبرى اصلاح شد . [ ( 6 ) ] ح . ط : عمون . [ ( 7 ) ] ح و - طبرى : يفتح [ ( 8 ) ] طبرى بجشون ( حاشيه : نحسون ، يحشون ، يجسون ) حمزه : يحسون من قرية بيت لحم . [ ( 9 ) ] ح : ابدون . طبرى : كيرون و يسميه بعضهم عكرون ( حاشيه : لنرون ) ص 547 [ ( 10 ) ] ص : از - [ ( 11 ) ] حمزه - طبرى : عشرون . بيست سال [ ( 12 ) ] حمزه غالى الكاهن . طبرى : عالى الكاهن - و در هر دو نسخه پيش ازين مرد گويد : پس از شمسون بنى اسرائيل ده سال بي رئيس و مدير زيستند . و ظ ده سال اضافتى كه در متن بر ولايت شمسون آورده همين مدت فترت و بي حاكمى آنان را محسوب داشته است [ ( 13 ) ] . كندا ، چنان كه قبلا هم در حاشيه اشاره شد درين كتاب بمعنى كاهن آمده و تاريخ سيستان هم جائى بجاى كاهنان قريش ( كنداآن قريش ) آورده است . [ ( 14 ) ] حمزه - طبرى : چهل سال . [ ( 15 ) ] طبرى ندارد . حمزه : و فى السنة الحادية و العشرين من ولايته تمت لسنى العالم الفاسنه . [ ( 16 ) ] ص : دو هزار سال . . اينجا مؤلف مجمل اشتباه كرده ، چه حمزه