ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
143
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
عهد [ 1 ] مردم اسدود [ 2 ] و عسقلان بر تابوت ميثاق غلبه كرده بودند ، پس چون مدت اين چهارصد و شصت سال [ 3 ] برآمد ، چنان كه شرح داده شد ، تدبير بنى اسرائيل اشمويل [ 4 ] پيغامبر كرد عليه السلام بعد از عالى ، پس از آن طالوت را پادشاهى كرد باشارت اشمويل و نام او بسريانى شاول [ 5 ] بود . و در عهد او تابوت بنى اسرائيل باز رسيد ، و پادشاهى كرد چهل سال ، از بعد او خليفتش بود داود عليه السلام ، پس از آنك جالوت را بكشت ، پادشاهى و نبوّت يافت چهل سال ، از آن پس پسرش سليمان عليه السلام مملكت و پيغامبرى يافت ، بدان جلالت چهل سال ، بعد ازين ملك بفرزندان سليمان رسيد تا آمدن بختنصر ارتاحين سحاريب ، [ 6 ] چنانك بجايگاه گويم ، و سالهاء ايشان ، تا وقت بخت نصر ، برين نسق كه پادشاهى كردند مدتى سيصد [ و ] سى و شش سال و سه [ 7 ] ماه ، و ما درين جدول ثبت كرديم ، بعون اللّه تعالى ، ( 92 - ب ) ارحبعم [ 8 ] بن سليمان هفده سال
--> [ ( ) ] گويد : و لولاية غالى الكاهن . . . و فى ايامه غلب اهل اسدود و . . . و فى السنة الحادية و العشرين من ولايته تمت لسنى العالم الفا سنة ، اربعون سنة . يعنى بعد از گذشتن بيست و يك سال از مدت او سالهاء عالم به دو هزار رسيد و عبارت ( اربعين سنه ) مربوط به تمام مدت ولاية غالى است ، و صاحب مجمل آن را مترادف با ( دو هزار ) دانسته و دو هزار و چهل شمرده - و اشتباه ديگرى هم مترجم تاريخ حمزه در پاورقى روزنامهء علمى در همين مطلب نموده و گويد : بعد چهل سال غالى كاهن پدر و والى بنى اسرائيل شد الخ . . ( ر ك : تاريخ سنى ص 61 - پاورقى علمى نمره 44 ص 2 ) [ ( 1 ) ] ص : و در عهد او . . چه تاريخ غلبهء اين مردم در حمزه و طبرى معين نيست و بقرينه پيش از اين عهد است . [ ( 2 ) ] حمزه : اهل اسدود و غزة و عسقلان . طبرى : اهل غزه و عسقلان . [ ( 3 ) ] حمزه گويد : بعد از چهل سال از ولايت غلى شموئيل مبعوث شد . كذا طبرى . . . و در دو ماخذ اشارتى بچهارصد و شصت سال نيست [ ( 4 ) ] حمزه : شمويل . طبرى : شمويل بن بالى بن علقمه بن يرخام بن اليهو بن تهو بن صوف ( ص 547 ) [ ( 5 ) ] اصل : شاوك . [ ( 6 ) ] ظ : بخت نصر و تاختن سخاريب . . [ ( 7 ) ] حمزه : و جملة مدة سنى ذلك الى ان خرب بخت النصر بيت المقدس ثلثمايه و اربع و تسعون سنة و ستة اشهر . ؟ منها لارحبعم ؟ بن سليمان . . . الخ ( ص 62 ) [ ( 8 ) ] طبرى : رحبعم . ما اسامى را كه پيدا بود كه مصحف است نه نسخت جداگانه از روى حمزه اصلاح كرديم . زيرا توضيح فايدتى نداشت