ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
129
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
نقل شايستى كردن . مملكت فلودفس [ 1 ] چهارده سال بودست ، يعقوب بن زبد [ ى ] الحوارى را وى [ به ] گشت [ 2 ] ، و اوّل ملكى بروم كه صنم پرستيد از پس عيسى او بود ، و كشتن ترسا آن مباح كرد . مملكت نيرون : بيست و چهار سال بودست ، و او بودست كه [ شمعون و ] [ 3 ] يونس و جماعتى را كه بر دين عيسى بودند عليه السلام بكشت . مملكت طاسيس ، و استسيانوس [ 4 ] ، بمشاركت سيزده سال بودست ، جهودان درين روزگار [ به ] بيت المقدس عاصى شدند بر ايشان ، و سه [ 5 ] هزار مردان جهودان بكشتند و زن و فرزند بروميه آوردند ، بغارت اندر اوّل سال ، و بدين عهد اندر بود برخاستن بليناس مطلسم ، و من آن را به كتابى تازى اندر يافتم ، و اين جايگاه درآوردم ، كه بعهد نام اين ملك گفته بود . چنان روايت كرده است كه بليناس بن بطاس ( ؟ ) را پدر بمرد ، و مادرش عظيم درويش بود ، و آن جايگاه كنيسهء بود كه به سالى يك بار درش بازگشادندى روز عيدى كه رسم بود ايشان را ، و بسيارى بتان بودند در آن كنيسه نهاده ، پس همه كس كودكان را آنجا بردندى ، و هر كودكى جائى [ 6 ] كه خواستى پيش بتى بنشستى ، تا ( 84 - آ ) دانستندى كه از آن كودك چه صناعت و كار خواهد آمد ، كه اين تجربت كرده بودند ، پس چنان افتاد كه مادرش بليناس را آنجا برد ، بليناس رفت و پيش بتى بياراميد كه تعلق بعلم نجوم و فونها و سحر و صناعتها [ ء ] بزرگ داشت ، و جماعتى در آن ايام بودند اهل آن علم و صناعت ، مادرش بليناس را پيش ايشان برد ، قبول نكردند ، از بسيارى شفاعت و زارى كه كرد [ و ] گفتا خدمت كنندهء باشد كه سخت ضعيفم و بد حال ، و شما را ثواب باشد ، آخر رضا دادند و گفتند ايذر همى گردد ، [ 7 ] و مدّت هفت سال برآمد ، و بليناس عظيم زيرك بود ، و صاحب اقبال ، بسيارى علم آموخت دزديده ، و
--> [ ( 1 ) ] از حمزه اصل : فلورقس [ ( 2 ) ] كذا حمزه اصل : رواى گشت . [ ( 3 ) ] از : حمزه [ ( 4 ) ] حمزه : طاطس و استسيانوس اصل بىنقطه است [ ( 5 ) ] حمزه : ثلثة آلاف اصل : سيصد . [ ( 6 ) ] اصل : جاى [ ( 7 ) ] در اصل روى ياء همى دو نقطه گذاشته و اين هم نوعى از املاست كه درين كتاب مكرر ديده شد كه نقطهء يا را روى آن مينهد . و در زير ( ايذر همى ) نوشته شده بتركى : توك طور معى ؟ . . ؟ نوك ملورمغى ؟ نامفهوم . و معنى متن روشنست و ايذر همى گردد . يعنى اينجا بگردد و راه برود .