ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
128
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و همه يونان آب گرفت و دريا گشت ، مگر آن جزيره ، پس بدانستند كه حكيم اين حادثه دانسته بود ، و بحكمت ساخته اين كتاب ، و سخن زنده گشتن ، كه اگر گفتى آب غلبه خواهد گرفت . بر آن اعتمادى زيادت نكردندى ، خصوصا عوام الناس كه اگر نه از بهر تعجب زنده شدن بودى نيامدندى ، و بودند از آن مردمان كه از صد و دويست فرسنگ آمده بودند بدين كار ، و زمين يونان بحر گشت مگر اندكى ، و بجز اين جماعت كه ؟ بجزيره ؟ آمده بودند كس نماند [ ز ] همه غرق شدند ، و بسيارى ( 83 - آ ) بر روان حكيم آفرين كردند ، و ذكر آنكه بچه روزگار بود و كدام حكيم [ بود ] حقيقت معلوم نبود . باب الرابع عشر اندر نسق ملك روم و ذكر اخبارشان طبقه اول : چنين گويند [ 1 ] اسرائيليان كه پادشاهان روم از پسران صوفر [ اند و صوفر ] اصفرست بن نصر بن عيص بن اسحق عليه السلام ، و روميان و يونانيان اين سخن باطل كنند بدينسان كه نوشته آيد : مملكت يوليوس هفت سال بود ، مملكت اغسطس [ 2 ] اول قياصره پنجاه و شش سال * اغسطس بوده است [ 3 ] [ و ] اوّل پادشاه ايشان كه او را قيصر خوانند اين اغسطس بودست ، و از آن روزگار نام قيصرى بريشان بماند ، و معنى قيصر آنست كه از شكم مادرش بيرون آوردند ، و چنان بود كه مادرش بمرد ، و او در شكمش بود ، حكيمان چون بدانستند كه كودك زنده است شكم مادرش بشكافتند ، و او را بيرون آوردند . مدينهء قيصاريه وى بنهاد ، چون چهيل [ 4 ] و هشت سال از ملك او برفت ، عيسى عليه السلام از مادر بزاد ، و زكريا پيغامبر عليه - السلام ، و اللّه اعلم . مملكت طباريس : [ 5 ] بيست و دو سال بودست ، و اندر روزگار او عيسى عليه السلام بر آسمان بردند ، بعد از آن سه سال در پادشاهى بماند ، مملكت طباريس [ 6 ] ( 83 - ب ) چهار سال بوده است و او را هيچ ذكرى نخواندهايم كه از آن چيزى
--> [ ( 1 ) ] متن : كه اسرائيليان . [ ( 2 ) ] اصل : اعسطش حمزه : اغسطس قيصر [ ( 3 ) ] اين جمله از ستاره زايدست [ ( 4 ) ] كذا فى الاصل [ ( 5 ) ] حمزه : طباريس اصل طياريس [ ( 6 ) ] حمزه : طباريس عابس . اصل طباريس