ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

106

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

باب الثانى عشر در ذكر پادشاهان هندوان و نسب آنان از آنچ بما رسيدست چنين روايتست كه بعد از رفتن يافث ، حام پسر نوح عليه السلام برفث و جنوب مغرب فراز گرفت و بر آنچ پسران يافث گفتيم كه زمينها بنام ايشان باز خواندند هم بر [ آن ] [ ؟ ] ، حام را فرزندان بودند ، يكى را نام زنك بود و از پيش پدر برفت با گروه فرزندان ، و زمين زنگبار بگرفت ، و از جملهء فرزندان حام از وى بدسيرت‌تر و خون‌خوارتر نبود و بدمهرتر ، و آنجا نسل زنگيان بسيار گشت ، و هيچ مردمى و سرشت پسنديده خداى تعالى در ايشان نيافريدست و از كار هم باك نبرند ، و غم ندارند ، و اگر چه زمين ايشان كان زر و سيم ، و پرنعمت است ، ازيشان بىزينت‌تر و بىهمت‌تر آدمى نباشد . و ديگر پسرش هندو نام بود ، بميان جنوب [ و ] مشرق اندر آرام گاه گرفت ، و نسلش بىكرانه شد ، و به حكم قسمت زحل آن اقليم ، و نظر سعد آن بر علم ، دانا آنند [ 1 ] و نيز خاطر و فهم ، و ناپاك و حيلت‌گر و فريبنده ، اما از مروّت دور . و كم همت و بيشترين [ 2 ] ( 68 - ب ) عوام سفله بغايت . بربر و قبط هم از فرزندان وى بودند ، و بدين زمينها آرام ساختند كه بنام ايشان باز خوانند ، و بروايتى ديگر حبش را پسر حام گويند ، و بديگر روايت نبيره ، و زمين حبشه از وى و عشيرت و فرزندانش آباد گشت ، و نوبه ، همچنين از فرزندان حبش آنجا تحويل كردند ، و اين كشورها جمله نسب پادشاهان و فرود ايشان اغلب بحام بن نوح كشد ، و روايت است كه از عهد فرود آمدن آدم عليه السلام بسرنديب و مقام او بدان جايگاه و كوه ، بسيارى از فرزندان او بماندند كه به هندوستان مقام داشتند و بوقت طوفان بقيتى ازيشان مانده بودند ، و اين ذكر در قصهء ملوك عجم گفته شود از حكايت برهمنان هندوان ، اگر چه [ به ] مقالتها و گفتار كفر ايشان اعتماد كمتر توان كرد ، و بديگر روايت خود اينست ، و محقق‌تر شمرند كه اصل و نسب هندوان جمله از فرزندان حام است ، و عمارت آن كشور بعد از طوفان بود ، و چگونگى

--> [ ( 1 ) ] تقريبى خوانده شد . [ ( 2 ) ] از اينجا ببعد صفحه سالست .