ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
95
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
بروايتى اين كار جدش بهرام گويند ، چنانك ذكر كردهام و اللّه اعلم ، اندر عهد يزدجرد بن [ هر ] مز : قصهء شروين و خورّين بودست ، و آنك روم خوانند [ نه ] [ 1 ] روم بودست و شنيدهام روم حلوان خواندهاند و آن [ 2 ] تاه دزد كه خورّين او را بكشت راه داشته است آنجا كه اكنون طاقگرّا خوانند ، و شروين را آن زن جادو دوست گرفت كه مريه خوانندش ، و او را مدتى آنجا ببست ، چنانك در قصه گويند ، و خداى داند كيفيّت آن [ 3 ] و اندر سير الملوك گفتست كه شروين [ را ] نوشروان عادل بروم [ 4 ] بگذاشت تا خراج بستاند ، در ان وقت كه او باز ميگرديد از جهت خروج پسرش [ انوش ] [ 5 ] زاد ، و اللّه اعلم به . اندر عهد بهرام گور : بزرگتر از همه نعمان بن المنذر را داشت كه پرورانيدهء او بود ، و پدرش منذر از عالم برفت ، و موبدان و سپهبدان بسيار بودند ، بجايگاه گفته شود ، و خوشترين روزگارى در عالم عهد پادشاهى او بود . اندر عهد فيروز : نوش كيل طبرى بود ، و سوفزاى [ 6 ] شيرازى ، و بزرگان بودند ، و موبدان موبد ، و همه كار براى دختر كردى نام فيروز بخت دخت [ 7 ] . اندر عهد قباد : مزدك بيرون آمد بدعوت كردن و گفت بمال و زن و هر چه باشد اندر ، مردم متساوى بايد ، و كس را بر كس برترى نيست ، و خلقى تابع او شدند ، و درويشان را و جهال را سخت موافق بود اين مذهب . و قباد دين او بپذيرفت كه مولع بود بزنان ، تا نوشروان ، هرمزد آفريد و مهر آذر پارسى و چند موبد را از پارس بياورد ، و دين او بحجّت باطل كرد ، چنانك گفته شد ،
--> [ ( 1 ) ] بعد از : نندا ، نقطهايست و زير آن شكل ( ه ) و ظ : نه [ ( 2 ) ] اصل : خوانده اندر ان ( اصلاح حدسى ) . . . [ ( 3 ) ] اين داستان به نظر حقير نرسيده است . دينورى : خرّين نامى مملوك شروين دستباى معاصر نوشروان نام برده و گويد : خرّين المشهور الخبر و كان نحجدا فارسا ( ص 71 ) [ ( 4 ) ] بروم ، با خط ريزه لا يقرأ روى خط نوشته شده . دينورى نيز گويد : نوشروان شروين الدستباى را بروم بگذاشت تا باژ و خراج از كسرى بستاند و خرين با وى بود ( ص 71 ) . [ ( 5 ) ] شاهنامه : نوش زاد [ ( 6 ) ] فردوسى : جائى ( سرخوان ) ( ج 3 ص 158 ) و جائى : سوفزا ( ص 159 ) آورده . طبرى : سوخرا بن ويسابور . . . بن منوشهر ( 2 - 1 ص 877 - 878 ) و صحيح ظ : سوخرا است . [ ( 7 ) ] كذا ؟ طبرى : فيروز دخت