ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
59
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
سال بود ، پادشاهى بلاش بن بهرام يازده سال بود ، پادشاهى هرمز بن بلاش نوزده سال بود . ( 39 - آ ) پادشاهى يوشه [ 1 ] بن بلاش چهل سال بود ، پادشاهى هرمزد هفده سال بود . پادشاهى بلاش بن فرود دوازده سال بود پادشاهى خسرو بن فلازان [ 2 ] چهل سال بود ، پادشاهى بلاشان [ 3 ] بيست و چهار سال بود ، پادشاهى اردوان بن بلاشان سيزده سال بود ، پادشاهى اردوان بزرگ بن اشكان بيست و سه سال ، پادشاهى خسرو بن اشكايان [ 4 ] پانزده سال بود ، پادشاهى [ به ] افريد بن اشكايان [ 4 ] پانزده سال بود ، پادشاهى بلاش بن اشكايان [ 4 ] سى سال بود . پادشاهى نرسى بن اشكايان [ 4 ] بيست سال بود . پادشاهى اردوان كوچك سى [ و ] يك سال بود . جملت اين طبقى اشكانيان را پادشاهى چهارصد و يازده سال بودست و هر كس را كه نسبت باشكانست از تخمهء دارا بن دارآب بودست ، و ذكر اين قدر يافتهام از ايشان ياد كرده شود [ انشاء اللّه ] [ 5 ] شاپور بن اشك ، از جملهء اشكانيان وى بودست كه بسيج غزو كرد و او پسر اذران بن اشغان بود [ 6 ] ، و در عهد [ او ] عيسى عليه السلام ظاهر شد ، و پس شاپور بروم رفت و غزا كرد و انطيخس [ 7 ] [ سوم پادشاه روم بود بعد از اسكندر ] [ 8 ] و بسيار برده آورد از روم ، و در كشتيها نشاند و پس بفرمود تا غرقه كردند بكينهء دارا ، و بسيارى چيزها كه سكندر بروم برده بود باز آورد ، و نهر الملك او گشاد و از آن مال بسى بر آن خرج كرد . ( 39 - ب ) گودرز بن اشك : وى نيز به بنى اسرائيل رفت بغزا ، از پس يحيى بن زكريا عليهم السلام ، و اورشليم خراب كرد و اين دوّمين بار بود ، كه اوّل بخت نصر كرد ، و از آن جهودان بسيار بكشت ، و برده آورد ، و پيش از [ آن ] طيطوس [ 9 ] بن اسفسانون [ 10 ] ايشان را بعد از مسيح بچهل سال بىاندازه كشته بود و برده كرده و خرابى بلاش بن خسرو وى همچنين خبر يافت كى روميان به شهر پارسيان
--> [ ( 1 ) ] صحيح : نرسه . كه : نرسهى و نرسى باشد [ ( 2 ) ] ظ : فلازان ، معرب : يلاژان . يا پلاشان ، باشد . يعنى : پسر پلاش - طبرى : كسرى بن الفيروزان 47 سنة ( 102 ص 710 ) . [ ( 3 ) ] ظ : بلاش بن فيروزان ( ح . ص 710 ) حمزه : بن ملادان 40 سنه ( ص 21 ) [ ( 4 ) ] ظ : اشكانان . [ ( 5 ) ] اصل : اشاامال ؟ در عكس خراب شده است . [ ( 6 ) ] كذا : حمزه ( ص 20 ) و اصل لا يقرأ است و درست معلوم نيست . [ ( 7 ) ] اصل : افطخيس [ ( 8 ) ] در عكس پريده و بقرينه خوانده شد . [ ( 9 ) ] اصل : ططغوس ، انططغوس . انطيخوس ؟ حمزه : طيطوس [ ( 10 ) ] حمزه : اسفيانوس ( ص 21 )