ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
58
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
گويند مرد بيرانى كرد نه آبادانى [ 1 ] ، اما اندر چند كتاب چنين يافتم كى ذكر رفت ، پس به آخر عهد بفرمان ارسطاطاليس حكيم ، بهر جايگاهى پادشاهى بنشاند ، اندر ايران ، و عرب ، چنانك بر فرمان يك ديگر نباشند ، و ايشان را ملوك طوايف لقب نهاد و جماعت عرب را افياوذوون [ 2 ] ، و ارسطاطاليس اين بحكمت ساخت ، ( 38 - ب ) تا كسى بروميان نپردازد بكينه خواستن ، و سكندر به زمين شهر زور بمرد . و او را باسكندريه بردند ، و بهرى گويند همان جايگاه مرد ، و فلاسفه يونان را كلمتهاست اندر حكمت و سخن گفتن با تابوت اسكندر ، كه آن را بالفاظ تازى ترجمه كردهاند ، و بعضى حكيم فردوسى منظوم كردست ، بجايگاه خود نوشته شود . انشاء اللّه الحكيم و به العصمة و التوفيق . جملت اين طبقهء كيانيان ده تن بودند با اسكندر رومى ، و مدت ملك ايشان هفتصد و سى و دو سالست ، و از بعد اسكندر گويند جماعتى از وزيران و كسان او پادشاهى كردند هفتاد و دو سال ، و ايشان را ذكرى زيادت نخواندهايم كه از آن شرحى شايستى داد و اللّه اعلم به . طبقهء اشكانيان ملوك طوايف - بروايتى عدد ايشان يازده پشتست و اندر نام تعبير [ 3 ] افتادست ، كى [ 4 ] گودرز الاكبر و گودرز الاصغر ، و ويجن ، و چند نام ديگر گويد : خلاف اين روايت بهرام مؤبد عدد ايشان هجده تن گفته است ، كه شرح داده شود و درين جدول نهاده آمد . مدّت پادشاهى اشك بن دار ابن داراب ده سال بود ، پادشاهى اشك بن اشكانان بيست سال بود ، پادشاهى شاپور بن اشك شصت سال بود ، پادشاهى بهرام بن شاپور پانزده
--> [ ( 1 ) ] نقيض سخن اوليست كه گويد ايرانيان هواجوى او شدند . [ ( 2 ) ] حمزه : اقيال و ذوون ( سنى ص 86 ) و بجاى ذوون اذواء هم ذكر شده ( مروج الذهب ) و اقيال مراد اعراب حيرهء قديم : مالك بن فهم و جانشينان او است كه آنان را ( اعراب ضاحيه ) هم گويند . و اذواء يعنى ملوك يمن از قبيل ذو الاذعار و دويزن و نظاير آن . [ ( 3 ) ] ظ : تغيير [ ( 4 ) ] يعنى : كه