ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

86

مجمع التواريخ ( فارسى )

و او بعد از مغلوب شدن امير اصلان خان عادلشاه مكحول را برداشته وارد شهر قم گرديد . چون اخبار نابينا شدن على شاه بخراسان رسيد و بعضى از سرداران كرد و غيره كه از جنگ عليشاه و ابراهيم شاه گريخته بخراسان رفته بودند با امرا و سرداران خراسان متفق شده شاهرخ ميرزا را كه پسر رضا قلى ميرزا و از بطن صبيهء شاه سلطان حسين و نوادهء نادرشاه بود از قيد على شاه برآورده شاهرخ شاه نام نهاده بتاريخ يك هزار و يكصد و شصت و يك ( 1161 ) هجرى بسلطنت برداشتند و طبل ياغيگرى كوفته مستعد جنگ ابراهيم شاه شدند . چون اين خبر بابراهيم شاه رسيد او نيز مصمم پيكار شده هر دو لشكر مقابل شدند . چون لشكر به جهت بد سلوكى او با جماعت قزلباشيه و پيش آمد افغان و اوزبك از او منزجر بودند بيوفائى كرده از جنگ رو گردان شده گريختند چنان كه بعون اللّه تعالى خاتمهء احوال او بعد از اين در ذكر احوال شاه سليمان ثانى بتفصيل مذكور خواهد شد . لهذا او لابد شده در ميان دستهء افغان و اوزبك كه همراه بودند رفت و افغان جنگ‌كنان بدر رفته همراه او به شهر قم آمدند كه اسباب و متعلقان او در آنجا بودند چنانچه سابق مجملا بتحرير پيوست كه نواب ميرزا سيد محمد متولى مشهد مقدس را از براى تعمير و حفاظت در شهر قم گذاشته بود . نواب ميرزا چون مشاهدهء اين حال نمود دروب شهر را مسدود نموده بسرداران افغان و اوزبك پيغام دادند كه شاه را بدست ما بدهيد و شما هر جا كه خواهيد برويد ، آنها متقاعد نشده بنا را بر محاربه گذاشته يورش نمودند . چون نواب ميرزا اين حال را مشاهده نمود لشكريان را تحريص بر حرب افغان و اوزبك نموده مكتوبى بشاه رخ ميرزا نوشت كه احوال ابراهيم شاه به اين نحو شد و اسباب پادشاهى تعلق بشما دارد و بهر كس بفرمائيد حواله نمايم .