ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
69
مجمع التواريخ ( فارسى )
و ساير سركردگان جمعيت نموده در شمالى شهر ميمند با سيد احمد خان صف مصاف آراستند ، در اندك زد و خوردى ولى محمد خان تاب صدمات دليرانهء او را نياورده فرار برقرار اختيار نموده منهزم گرديد و چندان قتلى به عمل نيامد و لشكر سيد احمد خان تعاقب نموده ولى محمد خان را دستگير نمودند و اكثر سركردگان كرمان طوعا او كرها اطاعت سيد احمد خان نموده باتفاق او از راه سيرجان و مشيز و باغين وارد شهر كرمان گرديدند . ذكر ورود خان معدلت نشان به شهر كرمان و قضايائى كه در آن حين رخ نمود ناقلان آثار كهن و مهندسان داستان سنن قانون سخن را به اين نوع بساز و نوا درآوردهاند كه چون سيد احمد خان وارد شهر كرمان گرديد بساط معدلت و حكومت گسترده تأليف قلوب سپاه و رعيت كرمان نمود و همهء سركردگان را بخلاع فاخره و انعامات متكاثره عاجلا سرافراز نموده و آجلا بوعدههاى جميل ايشان را اميدوار و مستمال گردانيد و باتفاق همهء سركردگان و سرداران لشكر كرمان و فارس بر سر بعضى از سرداران بلوچ كه هميشه باغى و طاغى بودند مثل سالار نعمة اللّه قهستانى و مير مراد بن فهلى و شهداد خارانى و رخشانى و سركردگان جيرفت و رودبار تا حد مكران متوجه گرديد و سرداران آن امكنه را بعضى باستمالت و بعضى را جبرا و قهرا باطاعت درآورد و چون از طرف شاه طهماسب يأس مطلق داشت لهذا بمشورت بعضى از رفقا از براى اجراى امور حكومت و رفع تسلط افاغنه و رفاه خلايق و عباد اللّه در سنهء هزار و صد و سى و نه ( 1139 ) هجرى بنابر مصلحت وقت نام سلطنت را بر خود گذاشته چه مردم را معلوم شده بود كه شاه طهماسب ارادهء انهدام دولت [ او را دارد ] بلكه راضى بحيات او نيست و امر ملك گيرى به غير از دو شق متصور نيست يا بايد كه از طرف سلطانى متوجه اين امر شود يا خود اسم سلطنت بر خود گذاشته تا مردم بر سر او جمعيت نمايند و كارى از پيش رود لهذا در آن وقت چارهء كار را منحصر در آن ديده بر تخت سلطنت