ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
70
مجمع التواريخ ( فارسى )
نشست و وجوه دراهم و دنانير بنام نامى او زيب و زينت يافت و سجع مهر و سكهء او اين مصراع بود كه : « تاج فرق پادشاهان احمد است » ، و نقش سكه اين بيت : سكه زد در هفت كشور چتر زد چون مهر و ماه * وارث ملك سليمان گشت احمد پادشاه و ولى محمد خان كه محبوس بود او را از قيد برآورده خلعت داده استمالت نمود و وزير و باصطلاح ولايت ايران اعتماد الدولهء خود گردانيد چه در بلاد ايران در زمان دولت صفويه اعتماد الدوله خطاب وزير بود ، هر كه وزير ميشد او را اعتماد الدوله ميگفتند و طالب خان را كه او نيز ظاهرا از توابع شاه طهماسب بود خلعت داده ديوان بيگى خود نمود . ذكر توجه احمد شاه صفوى در سنهء 1139 هجرى از دار الأمان كرمان به قصد تسخير شيراز و وقايعى كه بتقدير حى سبحان در آن اوان روى نمود بر دانايان دقيقهرس مقياس كلام و بر ره نوردان باديهء ابداع و انجام پوشيده نماند كه هر صاحب اقبالى را در قفا ادبار و هر مالك تختى را در پس تخت تختهء تابوت مهيا و آشكار است ، تشريح اين كلام و تبيين اين مقام اينكه سيد احمد شاه بعد از جمعيت سپاه و سرانجام لشكر به قصد تسخير دار العلم شيراز از كرمان برآمده بتاريخ سنهء يك هزار و يك صد و سى و نه ( 1139 ) عزيمت شيراز نمود و همه جا در بين راه سرداران و سركردگان ملحق بفوج او شده جمعيت عظيم روى داد چنانچه از بعضى ثقات مسموع شد كه قريب بيست هزار سوار و پياده بر سر او جمع شدند ليكن بسبب آنكه سيد احمد شاه در عنفوان شباب و جوانى بود و هنوز گرم و سرد روزگار را نديده و تجربهء دهر بىمدار نيندوخته و مطلق حسابى به جهت وفور شجاعت و مردانگى وافر كه داشت از كثرت و انبوهى لشكر اعدا نمىانديشيد و در اكثر جنگهائى كه كرده بود با معدودى خود را بفوج افغان زده از كشتهها پشتهها ساخته و چنان زور بازو و شجاعتها از او