ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
49
مجمع التواريخ ( فارسى )
رشوه از آن شخص بعنوان تقبل ميگرفتند و شخصى ديگر كه وجه رشوه را زياد مينمود با وجود حصول فرمان و خلعت و راهى شدن باز او را از بين راه برگردانيده تشريف و فرمان را مسترد نموده كار را بشخصى كه وجه زياده داده بود تفويض نموده بقاعدهء دور و تسلسل پيوسته بازار تغيير و تبديل عمال داير و رايج بود چنانچه شخصى كه از حكومت كاشان معزول شده او را از بين راه برگردانيدند اين بيت گفته بود ، شعر : معزول شدم بنده بكاشان نرسيده * گرگ دهن آلودهء يوسف ندريده خلاصه اينكه همهء امرا از قورچى باشى « 1 » كه محمد قليخان شاملو ولد محمد مؤمن خان شاملو بود ، كه بعد از عزل فتح عليخان داغستانى او بمنصب والاى وزارت اعظم سربلندى يافت ، و قول لار آقاسى « 2 » كه رستم خان نام داشت و مصطفى خان كه مير شكار باشى بود و عمدهء ندماى پادشاه كه كليد حل و عقد امور در دست ايشان بود و همهء امرا و اهل خدمات ديگر بىدخل بودند . و آن ندما دو كس بودند يكى ميرزا رحيم حكيم باشى و دوم ملا محمد حسين ملا باشى . بالجمله همگى كمر عداوت با فتح عليخان كه بحسب تدبير و كاردانى بالنسبه به آن نادانان مزيت تمام داشت و بحسب اعتبار وزير اعظم بود بسته هميشه در تدبير برانداختن و خيال كار شكنى او ميبودند تا آنكه در اوايل سال هزار و يكصد و سى و سه ( 1133 ) هجرى فرصت يافته در پيش پادشاه او را متهم بخروج و بغى نمودند و خاطر نشان پادشاه كردند كه او قصد گرفتن و قيد نمودن موكب عالى را دارد . خاقان سعيد شهيد را بسبب سادگى و بلاهت اين سخنان در دل كارگر آمده حكم قيد نمودن او را بايشان نمود چنان كه مسموع گرديد كه جناب ملا باشى منصب فضيلت
--> ( 1 ) - قورچى باشى ريش سفيد كليهء ايلات مملكت و عمدهترين امراى دولت صفويه بوده . ( 2 ) - قولار يا قوللر آقاسى ريش سفيد غلامان خاصهء سلطنتى و در رتبه بعد از قورچى باشى بوده .