ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
37
مجمع التواريخ ( فارسى )
نيز در كار طلبى و شايستگى پيش قدم بود خان لار و بندر نموده محمد مؤمن خان جهرمى خطاب يافته با سپاه و سرانجام شايسته متوجه عمان گرديد و او چون ببندر كنگ رسيد نيز بسبب فقدان جهازات و سرانجام سفر دريا يك چندى بليت و لعل گذرانيده مراجعت بحضور نمود و فرقهء عمانى بعد از رفتن او سرانجام نموده متوجه جزيرهء بحرين گرديدند و اين جزيرهء بحرين معمورترين و بهترين جزاير فارس است زيرا كه طول او كه از جانب جنوب بجانب شمال است قريب بچهارده فرسخ و عرض آن كه از مشرق بجانب مغرب است از سه تا نه فرسخ است ، مجموع آن مشتمل بر عيون نابعه و انهار جاريه و نخلستان بسيار و زراعت بيشمار بر خلاف جزاير ديگر آن دريا كه بعضى كم آب و اكثرى بىآب واقع شده ، و از جمله منافع عمدهء جزيرهء بحرين مغاص مرواريد است كه در اطراف و جوانب عالم در آبدارى و خوبى و گرانبها بودن مثل مرواريد بحرين بهم نميرسد . القصه بار اول در سنهء هزار و يكصد و بيست و هفت ( 1127 ) هجرى لشكر عمانى در يك جهاز بر سر بحرين آمدند . حاكم بحرين كه آن را سلطان خطاب ميبوده و در آن وقت حاكم مهراب سلطان بوده باتفاق مردم بحرين هجومآور شده باقبح وجهى جمعى كثير از آنها را كشته بقية السيف را گريزانيدند و تاريخ اين واقعه را مردم بحرين : « قتلت اهل عمان » يافته بودند ، و باز مرتبهء ديگر در سنهء هزار و يكصد و بيست و هشت ( 1128 ) هجرى اهل عمان با جمعيت بسيار و لشكر بيشمار و هفت جهاز جنگى بر سر بحرين آمدند . مهراب سلطان چون ديد كه از عهدهء اين فوج نمىتواند برآمد كشتيهاى جلدرو را ببندر ريشهر فرستاده و استعانت از حاكم دشتستان نمود . حاكم دستشتان با جمعيت معقول بمعاونت حاكم بحرين رسيد و در اين مرتبه نيز اهل عمان جمعى را بكشتن داده و شكست خورده مراجعت نمودند . مرتبهء سيوم در سنهء هزار و يكصد و بيست و نه ( 1129 ) هجرى چهارده جهاز را سرانجام نموده با افواج و لشكر بسيار سه چهار چند دو مرتبهء سابق بر سر بحرين