ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
38
مجمع التواريخ ( فارسى )
آمدند و در اين بين از سوء تدبير امراى آستان خاقانى مهراب سلطان را كه مستحق تحسين و آفرين و خلعت و جايزه بود از حكومت بحرين معزول نموده و حاكم جديد هنوز در راه بود كه لشكر عمانى رسيده بحرين را محاصره نمودند و از سوء اتفاق فرقهء بنى عتبه كه طايفهءاند از اعراب بدوى كه در برارى بلاد قطر كه قريب ببحرين است ميباشند و از اهل سنتاند و بسبب اختلاف مذهب باهل بحرين عداوت قلبى ميدارند و نيز باعتبار قرب جوار و تردد بجزيرهء بحرين واقف از مداخل و مخارج آن بلادند در اين سال رفاقت اهل عمان را اختيار نموده از راههائى كه در آن طرف لشكر و فوج نبود شباشب رهبرى نموده لشكر عمانى را داخل شهر و جزيره نمودند و بسبب بى سردارى و هجوم اعادى اهل بحرين نتوانستند از عهدهء مقاومت آنها برآمد . بعد از جنگ و جدال بسيار كه به چهار و پنج روز كشيد آخر الأمر بدست آوردند و جزيرهء بحرين را تسخير نمودند و بعلاوهء آن مرتبهء سيوم بندر كنگ را باز تاراج نمودند و قلعهء قشم و لارك كه در جزيرهء طويله واقع است كه آن را جزيرهء دراز نيز ميگويند « 1 » مسخر ساخته بر سر قلعهء هرموز كه در جزيرهء هرموز واقع است آمدند و آن را شش هفت ماه محاصره نمودند لكن چون مستحفظين آن قلعه جرى و دلير بودند و در بندر عباسى يعقوب سلطان نامى از غلامان شاهى حاكم بود از روى ضبط و كاردانى و تدبير شايسته آب و آذوقه و مدد وافر از راه دريا باهل قلعه ميرسانيد و در مدت محاصره هر چند اهل عمان كوشش نمودند و چند بار يورش نيز بر قلعه كردند فايدهء بر آن مترتب نشد آخر مخذول و منكوب روانهء بلاد خود گرديدند و چون از روى عرايض سر حد نشينان اين اخبار در آن زمان بدربار پادشاهى ميرسيد بسبب همچشمى يكديگر و بعضى ديگر بسبب مشغولى بلهو و لعب و فسق و فجور چه از خود و چه از پادشاه
--> ( 1 ) - غرض قلعهء قشم است كه در جزيرهء طويله يا دراز واقع شده و اين جزيره همانست كه آن را امروز بمناسبت قلعهء قشم جزيرهء قشم ميگويند و نبايد توهم كرد كه قلعهء لارك در جزيرهء طويله يا دراز قرار داشته چه بديهى است كه لارك جزيرهء ديگرى است به غير از طويله يا دراز .