ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

128

مجمع التواريخ ( فارسى )

سرداران آن جيش بصحابت مسرعان بهرات روانه فرمودند و ارقام قضا شيم بنام جعفر خان پسر ملك محمود خان و مير قنبر و مير كوچك مرقوم شد كه آنها نيز خود را بدار السلطنهء هرات رسانيده منتظر ورود موكب پادشاهى باشند و ترقيم ارقام در ماده بتأكيد روانه شدن افواج بجميع ممالك ايران حكم شد . شرح وقايع متنوعه كه بعد از رفتن امرا بصوب دار السلطنهء هرات در بلدهء مشهد مقدس معلى روى داد نظر باينكه سابقا در حدود مشهد مقدس مكان منقح و مخصوص به جهت بودن توپخانه و چراگاه گاوان پادشاهان سابق مقرر ننموده بودند در اين ولا بخاطر اشرف چنين رسيد كه در النگ « 1 » رادكان كه ده فرسخ از مشهد مقدس فاصله دارد و پيوسته آب و علف وافر مىباشد به جهت مكان توپخانه ديوار بست و اماكن باروت خانه و غيره ترتيب داده شود كه عملهء توپخانه در آنجا بوده اهل شهر را اشرار آنها متضرر نگردانند چنانچه حكم ببناى ابنيهء مذكوره برستم خان فراش باشى شده بود . خان مذكور بموجب حكم اقدس در يك و نيم ماه اماكن را ترتيب داده معروض حضور شاهى عالم پناهى گردانيد ، ارادهء اقدس به شكار رادكان مصمم شده وارد آن عرصهء پر نزهت و شكار گرديد و بعد از به نظر درآوردن اماكن توپخانه كه بسعى و تردد رستم خان گرجى بانصرام رسيده بود تا هفت روز در آن اراضى و جبال دلگشا متوجه عيش و شكار ميبودند كه از انهاى منهيان بمسامع جلال رسيد كه امير وكيل الدولة العلية العالية كه در شهر به جهت انتظام مهام امور دولت مانده بود محمد رضا بيك ايشيك آقاسى سابق را با جمعى كه بندگان اقدس به جهت محافظت و حراست شاه رخ ميرزا مقرر نموده بودند طلبيده در باب امور چند او را نزد خود متوقف نموده مشغول ساخته بود و در باطن حسين خان قرائى و امير مهراب خان ناظر سر كار پادشاهى كه با او قرابت قريبه داشت و جمعى ديگر بدر خانهء شاه رخ ميرزا فرستاده امير مهراب خان بمستحفظان ظاهر نمود كه از حضور به جهت سؤال امرى حكم شده كه من رفته از شاه رخ ميرزا تحقيق نمايم .

--> ( 1 ) - النك و اولانك بمغولى بمعنى چمن است .