ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
106
مجمع التواريخ ( فارسى )
ديگرى بخلاف اين معنى كه توقع اينست كه استحكام بنه و توپخانه را در عهدهء سعادت قليخان و محمد حسين خان قرائى و محب عليخان پسر فتح عليخان و ميرزا رضى پسر ميرزا عرب بيك و خليل بيك برادرزادهء امير خان توپچى باشى و فريدون خان مين باشى غلامان كه همعنان خدمت مىآيند فرموده خود را سباى « 1 » و باستعجال باينجا برسانند كه بعضى مراتب ضروريه اظهار خدمت شود . از رسيدن دو مراسله نقيض همديگر بيك دفعه باعث تفكر و تشويش خاطر دريا مقاطر گشته در تأمل و تعجل روانه شدن به سمت مشهد مقدس استخارهء كلام ربانى فرموده چنان كه رفتن باستعجال خوب آمد لهذا با موازى دو صد سوار خود را به شهر مشهد مقدس رسانيده فيضياب عتبهبوسى جناب مولاى غريبان عليه الصلاة و السلام شدند . شاه رخ شاه از اطلاع ورود آن جناب بآستانهء مقدسه آمده در عمارات سر كار فيض آثار با آن جناب در كمال خفض جناح و تملقات ظاهرى ملاقات نموده اظهار سرور بىاندازه نموده و خواهش كرد كه امروز در چهار باغ كه مقر سلطنت است تشريف فرما شده تا در خدمت اكل چاشت بوقوع آيد لهذا آن حضرت همراه او به چهار باغ تشريف آورده بعد از ورود به آن مكان از وجنات احوال شاه رخ شاه و امراى او و از اطلاع بعضى احبا معلوم گرديد كه ارادهء اذيت رساندن به آن حضرت را در همان مجمع دارند . در بين مكالمات سيصد سوار ديگر و جمعى كثير از هواخواهان و نوكران كه در دولتخانهء خود از سابق به جهت محافظت و محارست حرم مقرر نموده بود از استماع تشريف آورى آن جناب در چهار باغ رسيدند و بالجمله به قدر هزار كس جمع آمدند لهذا شاه رخ شاه باقدام و اضرار تضرر جرأت ننمود و جمعى از قدما و هواخواهان در كمال احتياط مستعد محافظت اطراف حرم گرديدند . بعد از به مصرف رسيدن مأكولات در كمال سلوك ظاهرى آن جناب از چهار باغ سوار شده بدولتخانهء خود داخل شد . بعد از يك روز مسموع شد كه شاه رخ شاه رسول بيك نامى را از پروردگان نمك نادرى كه مير آخور او بود با پنجاه نفر از فرقهء
--> ( 1 ) - سباى و سوباى تركيست بمعنى سوار يكه و جريده