ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
107
مجمع التواريخ ( فارسى )
غلامان يك روز قبل از ورود آن جناب به شهر مشهد مقدس ظاهرا به جهت طلبيدن عادل شاه و پسر ابراهيم شاه كه طفل بيمار بود روانه نموده بود و در باطن تلقين قتل آن جناب را عند الفرصة بر رسول بيك مزبور كرده . نظر باينكه علام الغيوب كه حافظ حقيقى است در آن وقت تضرر از آن ظالم حق ناشناس مقدر ننموده بود قبل از ورود رسول بيك مذكور آن جناب از طريق بيراهه تشريف بمشهد مقدس آورده از اذيت آن موذى مصون و محروس ماندند تا اينكه جواهر خانه و خزانه و غيرهء كارخانجات پادشاهى داخل شهر شده تسليم عملههاى پادشاهى نموده در عوض اين اعانت عظيم كه هر گاه آن جناب باعث نميشدند اهل آذربايجان و عراق و قلمرو عليشكر حبهء از اين اموال و اثاثه را مجال آمدن بخراسان نداده اهل آن مملكت خود بتاراج ميبردند در جلدوى « 1 » همچون اعانتى عظيم شاه رخ شاه بد عهدى با جناب حضرت امام رضا عليه السلام و بكلام اللّه را مجوز شده چنانچه ليلا و نهارا در فكر تضرّر جانى به آن جناب ميبود ليكن بسبب موانع چند عداوت خود برملا نمىنمود و آن جناب در كمال احتياط نزد او آمد و شد ميفرمودند تا آنكه شبى پنجاه كس از غلامان خود را بتبديل لباس بدولتخانهء آن جناب فرستاد ، بعد از نيمشب آنها از ممر آبى كه بر صحن محل خواجهسرايان كه در حرم بود آمده در آن وقت خواجهسرايان مطلع شده موازى ده كس از مردم كه داخل محوطه شده بودند گرفتار خواجهسرايان و كشيكچيان شده ما بقى كه در بيرون بودند فرار كرده رفتند . بوقت صبح دستگير شدن غلامان شاه رخ شاه بعرض آن جناب رسيد ، آن جناب بدست معتمدى آن ده كس را بنزد شاه رخ شاه فرستاده پيغام فرمود كه بعد از اعانت و خدمت چنينى كه شما محتاج و متحير بيك تومان وجه بوديد قطع نظر از كلام اللّه و مهر انور جناب مولى كه فيما بين ضامن است نموده ناحق عوض در جلدوى آن در صدد هلاك اينجانب افتادهايد بسيار دور از مروت و انصاف است ، هر چند از وجنات و مكاتبات شما تفرس غدر و عداوت بر اينجانب مبرهن گرديده بود اما چون هنوز خصومت شما بر جمهور خلايق ظاهر نگشته بود ترك ملاقات را مناسب نميدانست ، الحال كه غدر
--> ( 1 ) - جلد و بضم جيم تركيست بمعنى پاداش و صله و انعام