ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

105

مجمع التواريخ ( فارسى )

قريب بچهل فرسنگ آب و آبادى ندارد و زمين ريگزار است از بلدهء يزد بنابراين شد كه به جهت حرارت هوا طى مسافت منازل شب فرمايند به اين روش كه در سر هر قطار شتر و استر دو مشعل تا رسيدن منزل مشتعل باشد و فى ده نفر يك استر راويهء آب همراه باشد به اين نحو كه نصف راويه‌ها از منزل خرنه كه اول بيابان است يك يوم قبل از حركت ايشان آب برداشته رفته در ميان ريگ منتظر باشند و نصفى ديگر همراه لشكر و بنه بوده تا به محل راويهء سابق برسند و استران راويه كه پيشتر رفته‌اند به سمت چشمه حسن رفته باستعجال آب بر سر راه رسانند . به اين نهج و حسن تدبير صائب بفضل اللّه تعالى جميع لشكر و اهل توپخانه و بنه سالما غانما خود را از آن وادى خشك بساحل نجات رسانيده و احدى تلف و متضرر نگرديد هم آخر بنيروى بخت بلند و بعناية اللّه تعالى مع همراهيان بفيض آباد كه دو منزلى مشهد مقدس است رسيدند . ذكر ورود نواب خلد آشيانى بقريهء فيض آباد قرائى تا ورود به شهر مقدس معلى در آنجا اعلام ورود خود را بشاه رخ شاه نمودند . دو قطعه مراسله در يك خريطه بجواب اطلاع نامهء آن جناب رسيد يكى به اين مضمون كه از استماع ورود ميمنت مسعود بفيض آباد قرائى مسرور و مبتهج گرديد ، نظر باينكه خبر رسيده كه جمعى اوزبك از راه بالا مرغاب و جمعى اشرار و قطاع الطريقان ايلات متفرقه از چولئى و سياه منصور و جلاير و چگنى از سمت راز قوشخانه [ ؟ ] مصمم آمدن بسر راه جناب ابويم شده‌اند يقين كه آنچه لازمهء احتياط است به عمل آورده در كمال تأنى طى مسافت فرمايند . تمنى اين بود كه به مجرد اطلاع ورود افاخم آمود خود را به خدمت رسانيده عينين را منور سازد اما به جهت موانعى كه در ذريعة الاخلاص سابقا در دار المؤمنين قم از نظر گذشته است مندرج بود مبرهن راى صواب نماى سامى شده باشد لهذا محروم از اين نعمت عظمى و عطيهء كبرى گرديد .