محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
68
مجمع الانساب ( فارسى )
كرد و گفت چه بودى اگر اين زمان شربتى خنك بودى و روى سوى آسمان كرد و گفت الهى بندگان خود را سيراب كن . در اين حديث بود كه ناگاه ابرى برآمد و با هم زد و چندان تگرگ باريد كه كس نشان نداده بود و در حال مطهرهها و ظرفها پر كردند و شربت كردند و اول به مردم داد بعد از آن خود نيز شربتى بخورد و برخاست و دو ركعت نماز شكر كرد . روزى ديگر در صحرايى فرود آمده بود و هيچ اثر باد نبود ناگاه برخاست و فرمود كه دامن خيمهها و خرگاهها فرود كنيد و محكم كنيد ، ايشان خيمهها را محكم كردند و سلطان در نماز ايستاد . ناگاه بادى سخت برخاست چنان كه آدمى را از زمين برمىربود و تا روز ديگر همان باد مى - آمد . و در مردى و قوت و زهره تا به غايتى بود كه در روزگار جوانى با پيل و شير در جنگ شدى و چند شير را به نيزه بيفكندى و به آسياب درشدى و آسياب را بدست فروگرفتى و باز داشتى . و عمودى داشت از شصت من و گرد سر بگردانيدى و بيست گز بينداختى . و استخوان اسب به دست بشكستى و در هر جنگ كه بودى چون كار تنگ آمدى به تن خود جنگ كردى و در مضايق و مخايف شدى و هرگز از لشكر خصم نترسيدى ، و هر زخمى كه خوردى كس را ننمودى . و در آخر عمر اعضاى خود را به ندما نموده بود هفتاد و سه جاى زخم نيزه و تير و شمشير بود . و در سخاوت و بذل مال خود چنان بود كه كس به دو نرسيدى در جوانمردى . و فرموده بود كه غير از مال زكات هر روز چون نماز صبح بگزاردى بر در خانهء او پنجاه دينار زر هريوه به مردم دادندى و اين مال غير از زكات و صدقات و صلات و عطايا و خلعتها بودى . و در عهد او دو بار در خراسان قحط افتاد و هر نوبت دويست هزار دينار سرخ به غله داد و به درويشان داد . و هر عطايى كه دادى ، قاعدهء او بالاترش هزار هزار درم بودى و ميانه پانصد هزار و از صد هزار به زير نبودى . و در ماهى سه نوبت شراب خوردى و هر نوبتى سه روز و چون عزم شراب خوردن كردى ، هزار هزار درم صدقه دادى و چون از شراب فارغ شدى هم چندان بدادى . و چندان مساجد و رباطات و خانهها كه او كرده است على الخصوص در هندوستان و خراسان و راههاى آن از حد وصف بيرون است . و در عدل و سياست چنان بود كه در عهد او زر به دويست خروار و سيصد خروار از شهرهاى هندوستان به راه بيشهها كه شير نتوانستى گذشت بياوردندى و دو روز و سه روز در بيابانها