محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
319
مجمع الانساب ( فارسى )
اصفهان رسيدند فرزند او شاه شجاع و شاه محمود و خواهرزادهء او شاه سلطان كه پيشتر ذكر او رفته از وى متوهم شده كنكاج كرده او را گرفتند و چند روز محبوس داشتند و شاه سلطان را فرمودند تا امير محمد مظفر را كه خال او بود ميل در كشيد و به قلعه فرستادند و بعد از آن او را بقتل آوردند . و ميان شاه شجاع و شاه محمود و شاه سلطان نزاعى پيدا شد شاه سلطان را بگرفتند ، به علت آن كه پدر ما را ميل در كشيدهاى و او را نيز ميل دركشيدند و شاه شجاع در شيراز به پادشاهى بنشست و شاه محمود به اصفهان رفت و آنجا با برادر شاه شجاع مخالفت آغاز كرد و چند نوبت ميان ايشان جنگ واقع شد آخرالامر شاه محمود التجا به پادشاه سعيد اويس خان كرد و وصلت ساخت و بعد از چندگاه وفات يافت و آن مملكت به تمامى در تحت تصرف پادشاه شجاع آمد و برادر مهتر او شاه مظفر در وقت حيات پدر حاكم يزد بود چون وفات يافت همان مملكت بر پسر او نصرة الدين شاه يحيى مسلم داشت در وقتى كه جد او امير محمد مظفر را بقتل آوردند او در شيراز بود با چند نوكر خود و از آن امير محمد مظفر ، پناه با قلعهء پنجدر شيراز داد و مدتى در قلعه بود . چند نوبت شاه شجاع به پاى قلعه رفت آخر الامر ميان ايشان اصلاحى رفت و شاه يحيى با يزد معاودت نمود و اكنون ولايت يزد تعلق به دو دارد و برادر او شهزاده شاه منصور مصاحب و ملازم عم خود شاه شجاع بود و دختران شاه شجاع يكى در حبالهء او و يكى در حبالهء شاه يحيى است . بعد از چندگاه شاه منصور را به محاصرهء برادر او شاه يحيى به يزد فرستاد . مادر ايشان در يزد بود بيرون آمد و ميان برادران اصلاحى كرد و او را با يزد برد و لشكريان ، بعضى با او متفق شدند و بعضى با شيراز مراجعت نمودند . بعد از مدتى شاه منصور پناه با بندگى حضرت سلطنت پناه شاه ولى خلد اللّه ملكه و سلطانه آورد و اكنون ملازم آن حضرت است و باقى اولاد و احفاد امير مبارز الدين محمد مظفر پيش پادشاه شجاع ملازماند و اكنون مملكت فارس و چهارصد كرمان و اصفهان و كاشان و لورستان و شولستان و خوزستان و گرمسير شيراز تا به هرموز و ولايت پرگوتار ( ؟ ) و ولايت هنگ ( ؟ ) و بال و شبانكاره در تصرف پادشاه جهان شاه شجاع است و از ملوك هرموز و كيش و بحرين و ديرآب خراج مىستاند .