محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
320
مجمع الانساب ( فارسى )
ذكر ملوك هرات حال آن كه ملك سعيد ملك غياث الدين به حكم يرليغ سلاطين ماضى و به وراثت حاكم مملكت هرات بود و آن سرحد را ضبط مىنمود . چون او وفات يافت پسر او ملك شمس الدين امير ملك به جاى او بنشست . بعد از آن جمعى غوريان و اتباع ايشان با برادر او ملك حافظ اتفاق كردند و او را بقتل آوردند و ملك حافظ به حكومت قيام نمود و بعد از وى ملك اسلام معز الدين حسين به موجب حكم يرليغ پادشاه سعيد ابو سعيد به ارث حاكم آن مملكت شد و بعد از وفات پادشاه ابو سعيد و قتل امير شيخ على قوشچى - كه امير الامراى خراسان بود - در خراسان فتنه و انقلاب پيدا شد و امرا و ملوك هركس به سرخود مملكتى ضبط مىكردند چنانچه ذكر خواهد رفت . در آن وقت ملك معز الدين حسين ولايت خود را مضبوط داشت و از ممالك جغتاى چند جاى در تصرف آورد و مملكت قهستان چنان كه ذكر خواهد رفت به تمامى او را مسلم شد و مادام كه پادشاه طغاتيمور در حال حيات بود به خود به بندگى حضرت آمد و شد مىنمود و از قبل خود وزرا را ملازم حضرت مىگردانيد و طريقهء موافقت مىورزيد . بعد از آن كه پادشاه طغاتيمور را شهيد كردند ملك معز الدين حسين به خلافت نشسته امير غزاغن و لشكر جغتاى و امير قراوناس كه از خراسان پيشتر با جغتاى رفته بودند قرب دويست هزار مرد به هرات آمدند ملك معز الدين حسين در ظاهر هرات با لشكر جغتاى مصاف داشتند او را منهزم گردانيدند . با هرات رفت و چون ايشان معاودت نمودند نوكران و اتباع ملك معز الدين حسين با او مخالفت نمودند و او را عذر خواسته از شهر بيرون كردند و برادر او ملك باقر را به جاى او نصب كردند . ملك معز الدين حسين از آنجا با قلعهء اسكلجه شد و از آنجا التجابانويين اعظم امير غزاغن و پادشاه بايان - قولى نمود و چندگاه ملازم شد بعد از آن امراى قراوناس چون امير محمد خواجه و برادران او امير اولجايتو و امير چوپان با لشكرى تمام به خراسان تا به ولايت جوين و اسفراين و نيشابور آمدند فى شهور سنة خمس و خمسين و سبع مائه . و ملك معز الدين حسين و امير محمد بيك ارغون شاه و ساتلمش بيك و عبد اللّه مولاى مصاحب ايشان بودند . بعد از خرابى تمام كه در خراسان واقع شد معاودت نمودند و امير محمد خواجه در سرخس مقام نمود و ملك معز الدين حسين را تربيت كرده با هرات