محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
311
مجمع الانساب ( فارسى )
جانب امير شيخ حسن بزرگ و اميرزادگان اردو بديشان ملحق شدند و امير - شيخ حسن كوچك و امراى چوپانى با نزديك اردو آمدند و امير صاين پسر امير نيكپى را پيش خواجه علاء الدين محمد فرستادند كه ارادت آن كه به پاىبوس بندگى حضرت مشرف گرديم . اما از امير شيخ حسن بزرگ و هم داريم . خواجه علاء الدين محمد ، بنابر دفع تهمت ، به امير شيخ حسن كوچك رقعهاى نوشت كه احوال به بندگى حضرت عرضه داشته شد يرليغ نافذ گشت كه او را به انواع سيورغاميشى مخصوص گردانيده چنان سازيم كه راه و كار او از امير شيخ حسن بزرگ بالاتر باشد و هرچه ارادت او باشد بجاى آرد . امير شيخ حسن كوچك آن رقعه را پيش امير شيخ حسن بزرگ فرستاد كه تو آقا و مخدوم و خويش منى . چون امير شيخ حسن [ بزرگ ] رقعه را مطالعه فرمود ، به شب بىاجازت از اردو جدا شد و امير شيخ حسن كوچك نيز بازگشت . چون تفرقه در ميان ايشان پيدا شد پادشاه و امير ارغون شاه و خواجه علاء الدين محمد و امير موسى جاندار متوهم گشته روى به خراسان نهادند . در غرهء محرم سنهء اربعين و سبع مائه در مقام كالپوش نزول فرمودند . بعد از اين چون احوال و كيفيت امراى عراق و آذربادگان و فارس و كرمان و بغداد و ممالك ديگر مشروح گردد احوال پادشاه مغفور طغاتيمور و امراى خراسان شرح داده شود . احوال امير شيخ حسن بزرگ با اويرات و امرايى كه تعلق به دو داشتند در بغداد و موصل و آن اطراف نزول فرمودند و ايلاكن نويان - پسر او - به عراق آمد و شد مىفرمود و از مملكت عراق و ولايت آذربادگان تصرف مىنمود و پسر ايلاكن - آقبوقا - مملكت خوزستان و هويزه مستخلص كرد . احوال شيخ حسن كوچك بعد از آن كه امير سيورغان و امير شيخ حسن كوچك و امراى چوپانى [ را ] با سلطان محمد و امير شيخ حسن بزرگ ديگرباره مصاف افتاد ، سلطان محمد را بقتل آوردند و امير سيورغان وفات يافت . امير شيخ حسن كوچك چون امير تمورتاش را در خفيه بقتل آورده بودند شخصى را پيدا كرد كه پدر من امير تمورتاش است و