محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

266

مجمع الانساب ( فارسى )

مملكت در كف درايت او نهاد و نيابت كل فرمود و چون مىدانست كه سلطنت احمد به سعى و تربيت وزير الوزراء خواجه شمس الدين محمد بوده او را در حدود اهر بقتل آورد عليه الرحمة كه نيكو وزيرى بود و خيلى آثار مرضيهء او و احسان در حق جميع الناس استماع افتاده . على هذا ارغون خان به كار مملكت برايستاد و در عهد او كار سلطنت به اعلى مرتبه رسيد و جملهء قوانين و رسوم پادشاهى را ممهد داشت و در هر كارى يرليغى داد با قضا هم عنان . و چون بوقانيك متمكن گشت از خاطر او آثار مكر و اظهار غدر مشاهده كرد او را گرفته چندين روز بسته يارغو برسيد بر گناه مقر آمد و با جملهء قوم و تبع بر شمشير گذرانيد . و ما السلطان الا البحر عظما * و قرب البحر محظور العواقب و در آن سال بسى امراى بزرگ شكار سيوف شدند و ارغون خان چون آن سياست راند من بعد اعتماد بر هيچ يكى از امرا نكرد و امرا نيز از وى به غايت خوفناك شدند . چون از ملكش نه سال منقضى شد در سنهء احدى و تسعين و ست مائه به عقبى روانه شد . و اللّه اعلم . پادشاه جهان كيخاتو خان او غالبا برادر ارغون بود و چون واقعهء ارغون حادث شد دو پسرش در خراسان بودند يعنى غازان محمود و اولجايتو محمد . و اين كيخاتو پادشاهى روم داشت از دست برادر ، و امرا استحضار او كردند و بر خانى او متفق گشتند و او پادشاهى بود سائس ، مهيب ، صاحب شوكت ، و سخاوتى عظيم داشت . نام او بر يرليغها ( ايرجى تورجى « 6 » ) نبشتندى . و مدار مملكت او بر امير شكتور بود و او را سپاهى داد و به جانب اران و آذربادگان فرستاد و خود به ضبط ديگر ممالك مشغول شد و مدت سه سال ملكش ساكن بود . پس در اول سال چهارم بايدواغول در بغداد خروج كرد چون كيخاتو خان آگاه شد جمعى امرا [ را ] كه در خدمت او بودند به تهمت اتفاق با بايدو خان بگرفت و مقيد كرده به شهر تبريز فرستاد و امير آق‌بوقا

--> ( 6 ) . مرحوم عباس اقبال آشتيانى اين اسم را « ايرنجين‌تورجى » مرقوم فرموده‌اند ( تاريخ مغول ص 249 ) .