محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
258
مجمع الانساب ( فارسى )
مىساختند تا عاقبت مادرشان پيغام فرستاد كه بنياد اين سخن و فتنه از جانب نواب و امراى شماست بايد كه قداق « 22 » را بفرستيد و قداق نيك مستشعر بود و هيچ مفر و مهربى نمىدانست عاقبت از كام و ناكام روان شد و خواجه نيز و يارغو بر عقب روان شدند بر آن نيت كه سلاحهاى بسيار با خود برده بودند كه در ممر مواكب منكوقاآن نشينند و غدر را كار فرمايند . همانا تركى بر اين قضيه وقوف يافته بود بيامد و با منكوقاآن بگفت [ منكو ] منكسار نويين [ را ] كه امير بزرگ بود به تفحص اين كار برنشاند و هنوز خواجه و يارغو نرسيده بودند منكسار مغافصة بر سر ايشان فرود آمد . صباحى كه ايشان در صحرايى فرود آمده بر سر لشكرگاه ايشان دوانيد با ده هزار سوار و قلب بست . ايشان را دل از كار برفت منكسار گفت از شما نقلى كردهاند اگر از اين نقل مبرا آييد فرمان منكوقاآن آن است كه بىتوقف متوجه قوريلتاى بزرگ شويد و هركس كه ابا نمايد در گناه است . ايشان به ضرورت روان شدند چون نشان سلاحها داده بودند شترانى كه سلاح دربار داشتند بيافتند فى - الجمله چون به اردو رسيدند منكوقاآن آن قضايا به طريق عقل و كياست تفحص كرد و گناه بر ايشان درست شد و خيلى اميران را در آن سال به ياسا رسانيدند و هرچه پادشاهزادگان بودند - چون در يرليغ چنگيز خان اجازت قتل نيست - ايشان را ملازم خود گردانيد اما نوابشان تمامت را بكشت و كسانى كه اندكى گناه داشتند متفرق كرد و به هواهاى گرمسير فرستاد و بعد از اين كار يارغوىايغوران بداشت و صورت آن در مقدمه شمهاى گفته شد كه قصد مسلمانان مىكردند فرمان شد تا پادشاه ايغوران را با قوم و تبع و پنجاه هزار ايغور به بدل مسلمانان بكشتند اگرچه مسلمانان را خود نكشته بودند اما از براى آنكه عزم داشتند كه ايشان [ را ] بكشتندى خداى تعالى اهل اسلام را از شر بددينان نگاه داشت . و چون منكوقاآن كار قوريلتاى تمام فرمود به مصالح ممالك مشغول گشت و قاعدهاى از نو نهاد و تمامت اقاليم را به پادشاهان و پادشاهزادگان تخصيص فرمود چنان كه هركسى به نفس خود بر سر ممالك خود فرستاد و غرض او آن بود تا هركس به مملكت و متصرفات خود مشغول گردد و مثل اين معنى كه از پيش رفت در دل نگذرانيد و خود اكثر بلاد به سه برادر خود ارزانى فرمود : اولا برادر
--> ( 22 ) . قداقنويين وزير كيوك بود ( تاريخ جهانگشاى جوينى ج 1 ص 145 ) .