محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
259
مجمع الانساب ( فارسى )
خود را قبلا اغول را طرف مشرق داد تمامت چين و آن بلاد همه در نظر اهتمام او كرد و با لشكرى كسيد كرد و طرف ختاوختن و بعضى از شمال به برادر ديگر داد و برادر ديگرش شاه جهانگير هولاكو خان را كه اصل سلاطين ايران زمين است تمامت مملكتى كه ميراث پدرش تولى خان بود يعنى بلاد غربى به وى ارزانى داشت و آن از آب جيحون است تا كنار آب فرات و مملكت مصر و شام . و فرمان شد تا سىهزار سوار مغول برنشينند و از هر شهرى كه برسد از لشكر سلطانى كه در آن طرف باشند از ده نفر دو نفر مضاف لشكر پادشاهزاده شوند و امير ارغون - كه اميرى بزرگ مشهور بوده و پيش از اين حاكم اين ممالك مذكوره بوده - در ركاب مبارك او روانه گردانيد به اسم باسقاقى « 23 » پس مملكت ماوراء النهر را تمامت به صاحب اعظم محمود يلواج داد و او نيز مردى بزرگ نامدار كافى بود مشهور و معروف . و منكوقاآن هر كارى را چنان ضبط كرد كه مصالح عالم چنان مضبوط گشت كه عدل نوشروانى مدروس شد و كار تمغا و قبجور و مراعى و مال ولايات را تعيين كرد و در هر باب يرليغى داد كه امروز آن يرليغ مثابت حكم فقه دارد . و چون غرض جمله حاصل گردانيد روزگارش بسر آمد جاى او برادرش قبلا بگرفت و خاتمت احوال او و فرزندان او از كتابهاى ديگر معلوم شود چه غرض ما احوال اوجاور شاه جهانگير هولاكو خان و فرزندان اوست كه با قيامت متصل باد . و الحمد للّه حق حمده و الصلاة على من لا نبى بعدى .
--> ( 23 ) . باسقاقى كلمهاى است مغولى به معنى شحنگى ( از لغتنامه دهخدا ) .