محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
257
مجمع الانساب ( فارسى )
اين است مصلحت كلى تا شما چه مىگوييد ؟ جملگى پادشاهزادگان متفق اللفظ و ثابت رأى آواز برآوردند و گفتند مصلحت جز آن نيست كه آقا فرمايد و بدين مزيد نيست . چون به اتفاق آقا و خواتين و دختران ، خانيت بر منكو مقرر شد با تو از هر يكى خطى بستد بر اين معنى ، و روز ديگر دست منكو گرفت و او را بر چهار بالش خانى نشاند و او را مونككاقاآن نام نهاده چنانچه از پيش ذكر رفت شرايط كاسه و زانو و قبا و كلاه و كمر گشادن به تقديم رسانيدند و منكو نيز همان رسم خزانه - افشاندن و مال تخصيص كردن بجاى آورد . اما منكوقاآن پادشاهى بود به غايت بيدار و عاقل ، و كارى را كه پيش از آن قاآنان روا داشتندى و آن مناسب عقل و تدبير نبودى كاره شد بدين سبب جماعتى كه عادت ايشان تمرد و بىراهى و گزاف كارى بود از طاعت او عدول نمودند تا در اوايل پادشاهى او بسيار واقعات و حادثات طارى گشت . و اول حادثه آن بود كه پسران كيوك خان در كار قاآنى منكو پشيمان شدند و غدر انديشيدند و آن حال چنان بود كه چون منكوقاآن بر سرير سلطنت نشست جماعتى كه در زمان كيوكخوى و رسم ايشان بىراهى بوده در پسران كيوك دميدند و از پسران كيوك دو پسر بودند كه متصدى پادشاهى توانستند شد يكى را خواجه گفتندى و يكى يارغو . نواب ايشان تقرير كردند كه پادشاهى حق شماست چرا بايد كه اين وديعت از خاندان شما بيرون رود ؟ و ايشان كودك [ بودند ] و غور كار ندانستند و از مادر به مسافتى دور بودند و هم در اول سال از طاعت منكوقاآن عدول نمودند و ايلچيان فرستادند پيش مادر كه ما به پادشاهى منكو راضى نيستيم . مادرشان پيغامهاى مشفقانه مىفرستاد و مىگفت كه بايد كه اين معنى در دل نگذرانيد و اين صورت اعلام رأى با تو كرد با تو پيغام فرستاد كه شر اين معنى در وقت يارغوى بزرگ به شما باز مىگردد و خطها بازدادهايد حاليا در اين نزديكى قوريلتاى خواهد بود بايد كه بار ديگر حاضر شويد تا كنكاج كرده در كار خانيت بحثى رود . على هذا مدت يك سال از طرف آن پادشاهزادگان پادشاهى منكو قرار نمىگرفت . چون فصل بهار درآمد با تو به نفس خود متوجه اردوى بزرگ شد و همهء پادشاهزادگان و امراى اطراف بيامدند خواجه و يارغو قطعا نمىآمدند هرچند ايلچى مادرشان و از آن باتو مىرفت شيوهء تخلف و تقاعد پيش مىآوردند و تعلل