محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

253

مجمع الانساب ( فارسى )

نرسيده بود كه قاآن در جمادى الاولى سنهء تسع و ثلثين و ست مائه فرمان يافت . و او بزرگ پادشاهى بود و هركس كه خواهد كه سيرت او بداند كه چگونه پادشاهى با بذل و سخاوت و جود و عطا بود در تاريخ جهانگشاى خانى مطالعه كند تا حقيقت ذات خير او معلوم گردد . پادشاهى اوكتاى سيزده سال [ بود ] . و اللّه اعلم . جلوس كيوك خان بن اوكتاى خان چون اوكتاى قاآن تختهء تابوت را بر تخت بخت اختيار كرد و با نام نيك عازم سراى باقى شد خاتون اوتوراكينا خاتون ايلچيان به اعلام اين حال به طرف باتو و جغتاى روان كرد . با تو چون بر واقعه واقف شد يرليغ داد و گفت چون توراكينا خاتون مادر پسران اصلى است حاليا مصلحت در آن است كه به مصلحت ملك قيام نمايد تا چون اول بهار برسد به همه پادشاهزادگان جمع شويم و در كار خانيت شروع كنيم . و از طرف جغتاى همين حكم نفاذ يافت . پس توراكينا خاتون به مصلحت ممالك قيام نمود و يرليغها داد . و در آن مدت كه مصالح ملك در تصرف او بود كار عالم در تشويش افتاد و پادشاهزادگان هر يكى براتها و يرليغها به دل خود روان كردند و مالها در پاى افتاد . و توراكينا خود اكثر با قوم ايغور كه ايشان را قامان « 20 » گويند خلوت داشتى و بدان اكاذيب و اباطيل ايشان مفتون بودى و نيز اگر در مدت عمر انتقامى از كسى داشت در آن مدت تدارك كرد و بسيار كس از بزرگان سياست فرمود . و زنى بود فاطمه نام كه نسب خود از علويان دانستى او را از مشهد طوس در وقت خروج چنگيز خان به غارت برده بودند و در شهر قراقورم دلالگى كردى در اين وقت مقرب حضرت توراكينا شد و همه كارها در خود پيچيد و امرا را معزول كرد و همه كارها مهمل و معطل ماند و كيوك خان در اين معنى هيچ سخن نمىگفت كه مىدانست كه جهان به كام او خواهد بود . و خاتون تولى - كه مادر منكو و هولاكو بود - هرچند

--> ( 20 ) . قامان جمع قام است كه در مغولى به معنى ساحر و جادوگر است . براى اطلاعات بيشتر رجوع شود به تاريخ مغول استاد اقبال آشتيانى ( ص 86 ) و مجمل التواريخ و القصص ( ص 193 ) و جهانگشاى جوينى و كتب لغت .