محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

254

مجمع الانساب ( فارسى )

نصيحت كردى قبول نيفتادى اما او حاضر و بيدار بودى و نه او و نه پسران او به هيچ وجه براتى بر ممالك ننوشتندى لاجرم در وقت قوريلتاى ، روشن رأى و روسفيد بودند . على هذا چون سال نو درآمد و هركس از حكم يرليغ توراكينا خاتون به اردوى قاآن جمع شدند و مدت چهل روز به قاعدهء معهود به عيش و جمعيت مشغول شدند پس جملهء شاهزادگان در كار خانيت مشورت كردند همه متفق شدند برآنكه كيوك خان هم از روى ميراث و هم از راه سن و استعداد به خانى لايق است و اين سخن با وى بگفتند . او پدروار سرى باز مىزد و به اين و به آن حوالت مىكرد عاقبت ملتزم و متقبل كار گشت و بر مسند شاهى بنشست و هم به شيوهء ما تقدم امرا و خواتين جمع شدند و نه نوبت اندرون و بيرون خرگاه را زانو زدند و سه نوبت آفتاب را . و كلاهها برگرفتند و كمرها بگشادند و كاسه‌ها داشتند و او را كيوك قاآن نام نهادند و آن روز به جشن و تماشا چنانچه عادت ايشان است مشغول شدند . و چون كيوك خان به پادشاهى بنشست همان رسم پدر پيش آورد و خزاين قديم و جديد را همه بر لشكر تخصيص كرد و يرليغهاى پدر و جد برقرار امضا داد . و در آن سال چندان مردم در اردوى او جمع شدند كه حد آن جز خداى ندانستى . رسولان خليفه و رسولان ملاحده و از آن سلاطين شام و از آن روم و گرج و فرنگ و ختاوختن و خراسان و عراق و ماوراء النهر و آذربادگان با چندان تحف و هدايا كه شرح آن صورت نبندد جمع آمدند و درگاه او صحراى قيامت و دشت عرصات بودى . و كيوك خان اول كارى كه كرد آن بود كه خزاين را فرمود تا به صحرا آوردند و بر شيوه و رسم پدر فرمود تا به همان ترتيب كه پدر داده بود بر مردم تخصيص كردند و چون هنوز عشر عشير آن خرج نشده بود بار ديگر به همان نسق بدادند و سوم بار بدادند و هنوز مانده بود پس ما بقى را غارت عام داد هر كس كه مىخواست هرچه مىخواست برمىگرفت از نسج و نخ و زر و گوهر تا چنان شد كه هيچ نماند و قياس كردند از خربنده تا شتربان هيچ كس نبود كه ده تومان و پنج تومان نيافته بود . و كيوك پادشاهى بود كه به همه انواع هنر آراسته بود از بأس و سياست و عدل و مرحمت اما عيبش آن بود كه مايل [ به ] ملت عيسوى