محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
248
مجمع الانساب ( فارسى )
پيش ذكر رفت ياساميشى تمام كرد و شحنگان بنشاند و ضبطى تمام داد و مراجعت كرد . و پدر او را كار لشكركشى و حرب و گرفتن بلاد و قهر اعادى فرموده بود و مردى مظفر مؤيد بود . و چون چنگيز خان درگذشت او ملازم برادر خود اوكتاى قاآن بود و پيش از اوكتاى به جوانى درگذشت . و او آيين و رسوم پدر نيكو دانستى كه هرگز از پدر جدا نشده بود و چون درگذشت او را از خاتونى كه پدرش به وى ارزانى فرموده بود و نامش سرقويتى خاتون چهار پسر بود اول منكوقاآن ، دوم قبلا ، سوم هولاكو خان ، چهارم اريغبوكا . و بعد از كيوك خان چنان كه ذكر آن خواهد آمد قاآنى به منكو آمد و منكو ممالك موروثى يعنى بلاد غربى به برادر خود هولاكو داد و بفرستاد و هولاكو بدين طرف آمد و خليفهء وقت را المستعصم باللّه برداشت و از آن وقت باز اولاد و احفاد او در اين مملكت ممكن سرير شدهاند و خداى عز و جل ايشان را به جملگى به شرف اسلام مخصوص گردانيده كه دور دولت و بقاى ذريت اين خداوندان تخت به ابد مقرون باد . اين است احوال پسران چهارگانه كه مجملا گفته آمد اما هرچه آن پسران سهگانه بودند هركسى را خطهاى بوده از طرف مشرق و شمال . و چون در تواريخ ذكر ايشان جايى مفردا نديديم چيزى نبشته نشد اكنون روى به فرض آريم و سلسله تواريخ بازپيونديم . بعون اللّه تعالى و حسن توفيقه . جلوس اوكتاى قاآن چون چنگيز خان فرمان يافت پسرانش هريكى در اردوى خود بودند و چون بر صورت واقعه واقف شدند همهء راهها و يورتها قروق كردند و طرق بسته شد و فرمان خاتون چنگيز خان شايع گشت مشتمل بر آنكه هر كسى در هر مقام كه باشد همانجا مقيم شود تا سال نو بايد كه در اول بهار همه در اردوى چنگيز خان حاضر آيند . پس چون فصل ربيع روى نمود و صولت سرما و سورت شتا ساكن گشت اول سال سنهء ست و عشرين و ست مائه هركس از موضع خود در حركت آمدند و از طرف قفجاقباتو با هر شش برادر نخست از همهء پادشاهان برسيد و از طرف ختن و ختا پنج برادر چنگيز خان برسيدند كه نامشان اين است : اوتكين ، بلكانويين ، اولجلتاى