محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
208
مجمع الانساب ( فارسى )
به من ده . اتابك دانست كه غرض حكومت مملكت لوراست او را حكومت داد . بالجمله حكومت در اولاد امير على بماند و گويند چون هولاكو خان به عراق برگذشت امير تكله با وى به بغداد رفت و در حرب بقتل آمد هولاكو حكومت لور به برادرش شمس الدين الب ارزانى فرمود و از شمس الدين الب به پسرش آمد اتابك ركن الدين يوسف شاه . و از يوسف شاه به پسرش آمد اتابك افراسياب . و افراسياب در عهد ارغون به سخن ملك شبانكاره ياغى شد و به ياساى پادشاه رسيد و اتابكى از حكم پادشاه به برادرش آمد . اتابك فرشته سيرت نصرة الدين پير احمد تغمده اللّه بغفرانه كه قرة عين اتابكان و خلاصهء خاندان بود و تا ملوك ايران زمين بر تخت مملكت نشستند در هيچ قرن و هيچ ايام همچون او پادشاهى بزرگ با خلق با احسان نيكو اعتقاد پاى بر پايهء سرير ننهاد و در هيچ اخبار و تواريخ مثل اين عطا و صدقات و انعام كه از او در جهان منتشر گشت و به چشم خود مشاهده كرديم نديديم و نخوانديم . و او در عدل و انصاف آن كرد كه عمر كرد در سخا و مروت و جود آن رسم نهاد كه مآثر آل برمك و آوازهء حاتم و معن زايده منفى گردانيد چه از آن ايشان اگر روزى مالى بخشيدهاند كه بسيار بوده يك نوبت يا دو نوبت بوده و آن نام مانده از آن آن پادشاه نيكو اعتقاد دائما انعام و كرامات و صدقات او در عالم در حق جميع الناس شامل و شايع بودى و او را خصلتى نيكوتر آن بود كه انعام بيشتر در حق مردمان اصيل بزرگ كردى كه از دولت به محنت و از توانگرى به درويشى افتاده بودندى . و عادت او آن بود كه هر كس كه يك سال به خدمت بارگاه او پيوستى و در حق او انعامى فرمودى نام او و ولايت او در جرايد صدقات ثبت كردى و اگر سال ديگر باز آمدى و وظيفهء خود بستدى خير و الا همان قدر مال به ولايت وى فرستادى و اگر زنده بودى به وى رسانيدندى و اگر مرده بودى به ورثه و ذو الارحام او تسليم كردندى . و از مشرق تا مغرب روى به درگاه او نهادند و هرگز از جود و انعام ملول نشدى . و زيادت از پانصد بيتكچى بدين كار مرتب فرموده بود كه حساب انعام و صدقات مردم نوشتندى و انعام او كوچك نبودى بيشترش ده هزار دينار بودى از جامه و ديبا و نقد و جنس و زر و درم و كمترش