محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

113

مجمع الانساب ( فارسى )

پراكنده و مملكت خراب ديد به او مرضى مهلك سرايت كرد و در سنهء احدى و خمسين و خمس مائه از دنيا برفت و او را در مرو دفن كردند . عمرش هفتاد و دو سال بود و مدت سلطنتش شصت و يك سال . بيست سال به نيابت برادران سلطان خراسان بود و چهل سال به استقلال پادشاهى جهان كرد . السلطان محمود بن محمد بن ملكشاه او پسر بزرگتر سلطان محمد بود و چون پدرش درگذشت سلطان سنجر كه عمش بود به عراق آمد و جمعى امرا در محمود دميدند كه پدر تو سلطان اعظم بود و [ سلطنت ] ميراث تو است چرا به سنجر رها بايد كرد ؟ چون محمود كودك بود و غور اين معنى ندانست به حرب سلطان سنجر برايستاد و شكسته شد و سلطان بر وى ابقا كرد و چنان كه ذكر رفت او را سلطنت عراق داد . و سلطان محمود مردى فاضل هنرمند بود و در آل‌سلجوق به فضل و هنر او نبود و دو دختر سلطان سنجر در عقد نكاح او بود : يكى مه ملك و چون او درگذشت امير ستى نام به وى باز دادند . و دارالملك محمود اصفهان بود و ميان او و اميرالمؤمنين المستر شد وحشتى پديد شد و بغداد را حصار داد و سفرا در ميان آمدند و به صلح قرار دادند . و او را با زنان مباشرت عظيم خوش بود و عمرش كوتاه از اين بود . و خادمان بسيار داشتى اكثر به دولت رسيده . و بر احوال ديوان و مستوفيان وقوفى داشتى و گاهگاه دستور مال ممالك از وزير طلب كردى و در آن بحث و مناظره كردى . و شكار دوست داشتى او را چهار صد شكارى بودى از سگ و يوز و شير و ببر و سياه گوش همه با قلادهء زر . و پادشاهى محتشم بود و عهدى خوش داشت . در شوال سنهء خمس و عشرين و سبع مائه وفات كرد . عمرش بيست و هفت سال و مدت سلطنتش چهارده سال . السلطان طغرل بن محمد او پسر سلطان محمد بود برادر محمود و به عدل و سياست مشهور بود و از فحش و هزل دور بودى و اخلاق و كرم و سخاوت بر وى غالب . در عهد سلطان