محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

75

مجمع الانساب ( فارسى )

زمين پيغمبر نبود و بنى آدم همه دين آدم و شيث فراموش كردند و جملهء روى زمين آتش‌پرستى كردندى . از يك رسم آتش‌پرستى قابيل نهاده بود [ 47 ] و سبب آن بود كه قابيل عمر دراز يافت و تا زمان ادريس بزيست . او را فرزندان بسيار آمدند و او به كوههاى شام مىبود . روزى ابليس پيش او آمد و گفت : « اى قابيل ! دانى كه آتش چرا قربان تو نپذيرفت ؟ ! » گفت : « نه . » گفت : « از آن جهت كه هابيل آتش مىپرستيدى ، تو نيز آتش‌پرست شو تا آتش با تو نيكويى كند و از تو خشنود گردد و توبهء تو در قتل هابيل بپذيرد . » قابيل را اين سخن خوش آمد ، آتش‌پرستى پيشه نهاد و فرزندان و فرزندزادگان را همه بدين دين باطل خواند . و آتش‌پرستى در اولاد آدم از وى يادگار ماند ، به تعليم ابليس عليه اللّعنة . و اين قابيل را فرزندى بود كه او را « توبال » گفتندى ، به صوت و سرود مولع بودى . ابليس بيامد و او را رود و طنبور و اسباب ملاهى و انگور فشردن و خمر ساختن و خوردن همه بياموخت و آيين قتل و زنا و مطربى ، فرزندان قابيل نهادند . و چون خداى تعالى ادريس را به پيغمبرى بفرستاد ، اين كارها را همه نهى كرد و دين حق را به قرار اصل باز برد و آغاز تحريض حرب با كافران ، او نهاد ، اما خود حرب ندانستى ، به زبان پند دادى و شريعت آموختى . و جبرئيل سى و هفت صحف به وى آورد و همه به خطّ خود نبشت و نخستين كسى كه به قلم خط نبشت او بود . و علم نجوم و هندسه و رياضى او به ميان آورد و نخست كسى كه در نجوم سخن گفت او بود و معجزهء او آن بود كه هر كجا دايره بكشيدى كه پرگار راست بودى . و جامه دوختن او بنياد كرد و رسم برده كردن و فرزندان كافران را فروختن او آورد . و او هميشه با فرزندان قابيل حرب كردى . و چون عمرش به سيصد و شصت رسيد ، خداى تعالى او را به آسمان برد . قوله تعالى : « وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا . » « 1 » و چون او را به آسمان بردند ، او را پسرى بود نام او متوشلخ و پيغمبر نبود ، اما ملكى بزرگوار بود و به ولايت عهد پدر بر اولاد آدم حاكم شد و حكومت راند و هم به حكم شريعت پدر كار كردى . و اللّه اعلم .

--> ( 1 ) . سورهء « مريم » ، آيهء 57 .