محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

44

مجمع الانساب ( فارسى )

معرفت شد تا بدان نور ، مركز و معدن آباء و اجداد خود بديدند و اصل منشأ و مبدأ خود را بشناختند و دانستند كه حقيقت ايشان از عالمى ديگر است و اين عالم جسمانى ، ايشان را خانهء عاريتى است روى به مركز اصلى آوردند و از اين خانهء عاريتى اعراض كردند و زادراه كه عبارت از آن متابعت انبيا و قبول احكام شرع است به دست كردند و پاى در منازل و طريق نجات [ 24 ] نهادند تا لاجرم به مقام و مقصد برسيدند و به تاج « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا » « 1 » مكلّل و متوّج گشتند و به سلامت به مقرّ سعادت و مقام اصلى فرود آمدند و « فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » « 2 » در رياض دولت جاويد مىخرامند . باز جمعى كه سوداى جهل در سويداى سينهء ايشان جاى گرفته و مرغ ضلالت در آشيان دماغ ايشان بيضهء غرور نهاده و محبّ دنيا و لذّت و شهوت دو روزهء اين خاكدان دنيا كه به حقيقت نوعروسى گندم‌نماى جوفروش است مشغول شدند و مقام و مسكن معهود خود فراموش كردند و اين مرحله را قرارگاه اصلى دانستند ، يكى « أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ » « 3 » پيشهء خود ساخت و يكى « أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى » « 4 » ورد زبان خود گردانيد ، لابد تندباد قهر الهى از مهب سخط نامتناهى بوزيد ، پشهء نيم‌جان را فرمان داد تا مغز از سر خربط « 5 » آن نادان بيرون كرد و يك شاخ آس موجب قهر و قمع آن ناسپاس ديگر ساخت ، تا با آن لشكر بىقياس در زير سنگ فنا آس گردانيد . بزرگا پادشاه بىزوال كه هرچه خواست كرد و هرچه خواهد كند و هركه را خواهد عزيز و هركس را بايد ذليل گرداند . « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . » « 6 » صفت درياهاى هفت‌گانه بدان - اعزّك اللّه فى الدّارين - كه چون به قدرت ربّانى و قوّت سبحانى ، مواليد و جانوران در كرهء ارض پيدا گشتند و آب از پنج جهت پيرامون زمين درآمد ، از يسار و يمين و قبل و

--> ( 1 ) . سورهء « اسراء » ، آيهء 70 . ( 2 ) . سورهء « قمر » ، آيهء 5 . ( 3 ) . سورهء « بقره » ، آيهء 258 . مقصود نمرود است . ( 4 ) . سورهء « نازعات » ، آيهء 24 . مقصود فرعون است . ( 5 ) . خربط : غاز . ( 6 ) . سورهء « آل عمران » ، آيهء 26 .