محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

45

مجمع الانساب ( فارسى )

بعد و تحت الاطراف فوق كه از آب خالى ماند ، آن قدر كه جرم زمين است ، سه ربع در آب نشست ، چنانچه آب ، محيط اين سه ربع از زمين آمد قوس‌وار ، و يك ربع از زمين از آب خالى ماند و امروز آن آب كه گرد سه ربع از زمين درآمده آن را « درياى محيط » گويند ، و اصل درياها و آبها همه از آن است ، و هر آب كه بر روى زمين روان است و آنچه زمين فرو مىخورد همه را بازگشت بدان درياست . پس از آن از درياى محيط شش شاخ شكافته و هر شاخى از آن بر روى زمين راه جست و روان گشت و آن شش دريا را هر يكى نامى است ؛ چنان‌كه هفت دريا حاصل آمد : اوّل : درياى محيط ، دوم : درياى مغرب ، سوم : بحر اخضر ، چهارم : درياى چين ، پنجم : قلزم ، ششم : عمّان ، هفتم : [ ] . و اصل همهء آبها كه بر روى زمين است اين شش درياست و از اين درياها شاخه‌هاى بسيار شكافته شد و بر هر طرف روان گشت ، و آن رودهاى بزرگ است و صد و چهل و چهار آب بزرگ امروز بر روى زمين روان است چون نيل و فرات و سيحون و جيحون و ارس و كر و غيره . صفت اقاليم سبعه پس چون معلوم شد كه آب را [ 25 ] به هفت قسم نهاده‌اند ؛ اولى آن است كه زمين نيز به هفت قسم بنهند و چون به هفت نهادند ، هر قسمى را اقليمى كنند و هر اقليمى را به يكى از سيّارات منسوب گردانيدند تا چنان‌كه سيّاره هفت‌اند و دريا هفت ، زمين نيز هفت بخش باشد و واجب الوجود - عز شانه - مىفرمايد : « اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ . » « 1 » و به توفيق ايزد - جلّ اسمه - شرح اقاليم سبعه و حدّ آن و مفصّل بلاد كه داخل هر يكى از اقاليم‌اند داده شود . بعون اللّه و منه . شرح اقليم اوّل بدان كه اقليم اوّل به زحل منسوب است و طول و عرض آن از خط استوا پانزده درجه است و شهرهاى آن بلاد سياهان است و فرغانه و بعضى از مغرب ، آنجا كه زر رويد - و

--> ( 1 ) . سورهء « طلاق » ، آيهء 12 .