محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
38
مجمع الانساب ( فارسى )
« خاتون فلك » گويند ؛ از آن كه مربّى زنان و خواتين و خادمان و اهل طرب و دستان و برده و اصول است . زيرتر از او فلك عطارد است يعنى دبير فلك ، نامش به پارسى « تير » و متعلّق دبيران و فاضلان و اهل قلم و نقاشان و صورتگران و عمّال و متصرّفان است . زير او فلك ماه است كه به عربى « قمر » گويند و به پهلوى سور ، و او ستارهاى سبك سير است ، هر دو روز و نيم برجى ببرد و عوام النّاس و فيجان و رسولان به دو تعلّق دارند و روشنى او از محاذات آفتاب است ، هرچند آفتاب به او نزديك مىشود ، نور او زيادت مىشود و چون از آفتاب بعيد مىافتد ، نور او روى در نقصان دارد تا چون آفتاب مطلقا از برابر او دور افتد ، نور قمر به كلى زايل شود . هرچند اين شرح مناسب اين كتاب نبود ، چه مسائل نجومى است ، امّا شمّهاى زيان نكند . اكنون كه كماهى هر نه آسمان و دوازده برج و هفت سياره تو را معلوم شد ، بدان كه مذهب قومى از حكما آن است كه اين افلاك و انجم را هر يكى نفسى و عقلى مخصوص نيست و ليكن اعتقاد درست و دين صافى آن است كه اگر هر يكى از اين اجرام ، هزار نفس و عقل دارند ، همه مأمور قدرت و زبون امر خالق عالم و واجب الوجود مطلقاند و بىارادت او هيچ عقل و نفس به كارى نيايد . پاكا و منزّها صانع حكيمى كه هر شيئى از مكوّنات و هز جزئى لايتجزّى از جزئيات عالم ، بر هستى او و قدرت و صمديّت او گواهى امين و شاهدى عدلاند . تعالى آلائه و تقدّس نعمائه . بيت : پى مور بر هستى او گواست * كه ما بندگانيم و او پادشاست و بدان كه منفعت و مضرّت و نور و ظلمت اين كواكب و بروج ، همه از بهر اهل دنيا آفريده و از يك روى چون جهان جايى مظلم است ، ايشان به مثابت چراغهااند و مشعلها . كما قال اللّه تعالى و تقدّس : « وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ . » « 1 » و از وجهى ديگر ايشان دنيا را به كارند از براى حساب ماه و سال و تواريخ ، و آفريدگار سبحانه و تعالى از اين [ 20 ] معنى خبر داده است كه : « هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ . » « 2 » و هر يكى را از اين كواكب
--> ( 1 ) . سورهء « ملك » ، آيهء 5 . ( 2 ) . سورهء « يونس » ، آيهء 5 .