غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

88

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

گردانيد ] « 1 » و گفت من تصرف در اموال بيت المال نخواهم كرد و مال مواضع را تا از مصارف آن زياده نشود به جائى ديگر نقل نخواهم فرمود و در خانهء خويش بر هيچكس نخواهم بست و فرمان خواهم داد تا ارزاق شما را ماه به ماه به شما رسانند . اگر به آنچه گفتم وفا نمايم فعليكم بالسمع و الطاعة و الا عليكم بخلعى . يزيد چون شش ماه به دارائى پرداخت به عالم آخرت شتافت و آخرين سخنى كه بر زبانش رفت اين بود كه : وا حسرتاه و وا اسفاه . نقل است كه مادر يزيد ، ماه آفريد دختر فيروز بن يزدجرد بن شهريار بود . بنابراين گاهى مىگفت : انا ابن كسرى و ابى مروان * وجدى قيصر وجدى خاقان و اين سخن يزيد مشعر به آن بود كه مادر هرمز دختر خاقان و مادر شيرويه بنت قيصر بود . القصه بعد از فوت يزيد برادرش ابراهيم قائم مقام شد امامهم او استقامت نپذيرفت و ملك به مروان بن محمد بن مروان انتقال يافت . مروان حمار او را « حمار » به‌جهت آن مىگفتند كه سر هر صد سال را عرب « سنة الحمار » گويند و از زمان تسلط و استيلاى معاوية بن ابى سفيان تا هنگام حكومت مروان بن محمد بن مروان صد سال بود . و چون مروان شاگرد جعد بن درهم بود او را « جعدى » نيز مىگفتند . و جعد به سوء اعتقاد و فساد مذهب اتهام داشت . القصه مروان حمار مدت پنج سال و كسرى به امر حكومت قيام نموده و در ذيحجهء سنهء اثنى و ثلاثين مائه بر دست سفاح - كه خليفهء اول است از خلفاى عباسى - به قتل رسيد و دست قضا ، بساط استيلاى مروانيه را درنورديد . از كلمات مروان حمار است كه اذا انتهت المدة لم تنفع العدة . آورده‌اند كه عالمى بر سبيل پيشكش غلامى سياه فام به نزد مروان فرستاد . مروان به او نوشت كه لو علمت عددا اقل من الواحد و لونا اشد من السوداء لا هديته الينا . يعنى اگر تو دانستى كه عددى كمتر از يكى و رنگى تيره‌تر از سياه مىباشد هر آينه آن را به ما

--> ( 1 ) . فقط مس .