غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
86
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
فرمايند تا به بناى قلعهاى اقدام نمايم . عمر بر ظهر آن رقعه قلمى فرمود كه : حصنها بالعدل و العلم . عدل و علم را حصار ايشان گردان . زيرا كه عدالت حصنى است كه سور آن به مرور شهور و اعوام و منجنيق حوادث ايام خراب نمىشود و هر صاحب دولت كه به مقتضاى علم شريعت با رعيت زندگانى كند خلل به قواعد قصر حشمت و اساس ايوان مكنت او راه نيابد . و چون عمر عبد العزيز وفات يافت امر سلطنت بر يزيد بن عبد الملك قرار گرفت و او رسم مستحسنهء عمر را برانداخت و قريب به زمان موت خود هشام بن عبد الملك را وليعهد كرد . هشام بن عبد الملك مدت نوزده سال و نه ماه و ده روز حكومت نمود . و او به بخل و امساك معروف بود . گويند كه روزى هشام به بستانى از بساتين خويش درآمد . جمعى از ندما و خواص كه در ملازمت او بودند از ميوههاى آن باغ مقدارى خوردند و چون ايشان را از اكل فراغ حاصل شد گفتند كه حق سبحانه و تعالى بر اثمار اين اشجار بركت كناد . هشام گفت چون به يمن مقدم شما هيچ نماند اثر بركت در كجا پديد آيد ؟ آنگاه فرمان داد كه درختان ميوهدار را بركنند و بهجاى آن اشجار زيتون بنشانند . وليد بن يزيد بن عبد الملك به ظرافت و سخاوت موصوف بود و اكثر اوقات به عيش و طرب صرف مىنمود لاجرم هشام را مزاج بر وى متغير شده روزى بر زبان راند كه به خدا سوگند كه مرا معلوم نيست كه وليد مسلمان باشد زيرا كه مرتكب جميع مناهى و منكرات مىشود . وليد اين سخن را بشنيده اين بيت را به هشام نوشت : يا ايها السائل عن ديننا * نحن على دين ابى شاكر و ابو شاكر كنيت مسلمة بن هشام است . به سبب اين بيت هشام بر پسر غضب گرفت و گفت اگر تو مرتكب شراب نمىشدى وليد اين سخن نمىگفت . نقل است كه وليد منظومات فصاحت سمات در وصف شراب بسيار گفته و شعراى عرب تتبع شعر او كردهاند به تخصيص ابو نواس كه در خمريات ، اكثر معانى او را به نظم آورده است .