غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

43

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

آن را به ناكام گذاشتيم . » [ به زعم كاتب ، روايت اخير نيز موافق قول اول است و تخلف ندارد زيرا كه مىتواند بود كه قبل از وقوع آن واقعه چنانچه سلاطين احداث اقبار خود مىنمايند و در تعمير آن كوشش بىكران مىفرمايند و كتابهء آن را به ذكر نصايح براى انتباه اهل غفلت مىآرايند بهرام در احداث اساس مقبرهء خود سعى نموده و اين كلمه را به‌جهت تنبيه خفتگان خواب غفلت فرموده تا بر آن نگاشته باشند ] . « 1 » القصه بعد از انقضاى ايام حكومت بهرام ، يزدجرد و فيروز و بلاش به نوبت سلطنت كردند . در تاريخ گزيده مذكور است كه فيروز رام رى و روشن فيروز جرجان و كازرون فارس و شادار آذربيجان از جملهء بناهاى فيروز بن يزدجرد است . قباد بن فيروز به زيور عدالت‌گسترى و حليهء رعيت‌پرورى آراسته بود . خروج مزدك و قتل آن مردك در ايام دولت او روى نمود . شاه خور را كه در فارس است و ارجان و حلوان از جملهء عمارات او شمرده‌اند . بعضى گويند كه بردع و گنجه و ميافارقين را قباد احداث كرده . در تاريخ جعفرى مسطور است كه استراباد به جرجان و خابور در موصل از بناهاى قباد است . انوشيروان بن قباد « 2 » كسى را كه خواجهء كاينات و بهترين موجودات عليه افضل الصلواة و اكمل التحيات ، سلطان عادل خواند كما قال صلى اللّه عليه و آله و سلم : ولدت انا فى زمن السلطان العادل او را به تعريف منشيانه و توصيف مترسلانه چه حاجت باشد ؟ به صحت پيوسته كه انوشيروان اول پادشاهى است كه « كسرى » لقب يافت و بعد از وى ساير ملوك عجم به همين لقب ملقب گرديدند . روايت است كه در آن اوان كه انوشيروان به فتح بلاد و امصار شام قيام مىنمود به

--> ( 1 ) . فقط در مس . ( 2 ) . مج : « انوشيروان عادل » .