غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
44
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
انطاكيه كه در آن زمان بهترين بلدان بود رسيد و وضع آن شهر ، كسرى را خوش آمده فرمان داد تا صورت انطاكيه را بر تختهاى كشيدند و فرمود تا استادان به همان شكل و هيئت بىزياده و نقصان نزديك به مداين شهرى طرح انداختند . چون عمارت به اتمام رسيد نوشيروان حكم فرمود كه تمامى متوطنان انطاكيه را بدانجا نقل نمايند . گويند كه كوچههاى آن شهر كه به « روميه » اشتهار يافت چنان مشابه بود به كوچههاى انطاكيه كه هركس از مردم آنجا كه از دروازه درآمد بىتأمل و انديشه به خانهء خويش رفت و تفاوت ميان آن دو شهر بيش از اين نبود كه بر در خانهء گازرى كه در شهر قديم داشت درختى موجود بود و در بلدهء جديد آن درخت مفقود . مصرع : اين طرفه حديثى است اگر راست بود . در بعضى از تواريخ بهنظر رسيده كه دربند قبچاق از جملهء آثار آن خسرو به استحقاق است . و در تاريخ گزيده مسطور است كه كتاب كليله و دمنه و شطرنج را در زمان انوشيروان از هند به ايران آوردند . بوذرجمهر كه وزير او بود در برابر شطرنج ، نرد را اختراع كرد . و اللّه اعلم . از سخنان انوشيروان است كه فاضلترين پادشاهان از وزير و عاقلترين نسوان از شوهر و بهترين اسبان از تازيانه و نيكوترين شمشيرها از صيقل بىنياز نباشند . و هم او فرمايد كه : وجدنا فى العفو من اللذة ما لم نجد فى العقوبة . و قال : مثل الملك الذى يعمر خزانته باموال الرعية كمثل من يطين سطح بيته بما ينقع من اساس بنيانه . يعنى پادشاهى كه خزانهء خود را به اموال رعيت معمور گرداند مثل شخصى باشد كه از بن ديوار خانهء خود خاك بركند و بام خانه را بدان بيندايد . بيت از رعيت شهى كه مايه ربود * بن ديوار كند و بام اندود و قال : صلاح الرعية انصر من الجنود و عدل الملك اخصب من عدل الزمان . بيت شه چو عادل بود ز قحط منال * عدل سلطان به از فراخى سال و فرمود تا بر گورش نوشتند كه : هرچه از پيش فرستاديم ما را ذخيره است پيش كسى كه جزاى نيكى نكاهد و در بدى نيفزايد . بعد از انوشيروان ، هرمز متصدى امر سلطنت گشت و چون سيزده هزار كس از عظماء عرب و اشراف فرس در مدت پادشاهى خود كه به روايت اصح دوازده سال بود به قتل