غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
126
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
ملك داود بن ملك معظم عيسى بن ملك عادل است . او مدتى در دمشق و كرك و شوبك « 1 » متصدى امر ايالت بود و در غايت حلم و كرم ، اوقات خجسته ساعات گذرانيده و به صحبت اصحاب علم و صلاح اظهار شعف مىنمود . و در زمان فرمانفرمائى خود در دمشق دار الحديثى بنا نهاد و تدريس آن بقعه را به شيخ ابى عمرو بن صلاح داد . و ايضا در شمال مسجد جامع دمشق عمارتى عالى ساخت و در سنهء خمس و ثلثين و ست مائه فوت شده در آن عمارت مدفون گشت . و ديگر از آن جمله : ملك كامل ابو المعالى محمد بن ملك عادل بود . او پادشاهى بود به علو قدر و نباهتشان معروف و به وفور عدل و لطف طبع موصوف . در شبهاى جمعه با علماء و فضلاء صحبت داشتى و به نفس نفيس مباحثه نموده همت بر تحقيق مسائل گماشتى . و در اوقات سلطنت در قاهرهء معزيه دار الحديثى در كمال فسحت طرح انداخته و بر سر قبر شافعى قبهاى در غايت رفعت بنا كرده تمام ساخت . و آخر كسى كه از آل ايوب در مصر بر مسند سلطنت نشست ، ملك صالح الدين « 2 » بن ملك طاهر غازى بن صلاح الدين يوسف بن ايوب بود . و او در سنهء احدى و خمسين و ست مائه وفات يافته در سنهء اثنين و خمسين و ست مائه امراء و اعيان مصر ، عز الدين تركمان را كه مملوك ملك صالح بود به پادشاهى برداشتند و او را « ملك معز » لقب دادند . و از آن تاريخ فرماندهى مصر تعلق به غلامان گرفت و از آن مماليك يكى بند قدار « 3 » است كه ملك ظاهر لقب داشت و او در سنهء ثلث و ستين و ست مائه به تجديد عمارت مسجد رسول صلى اللّه عليه و آله كه روى به ويرانى نهاده بود اشارت فرمود و به يمن اهتمام آن پادشاه ديندار در عرض چهار سال آن بقعهء
--> ( 1 ) . در حبيب السير هم « شوبك » است ولى در نسخه مس : شورنگ . ( 2 ) . در مج : « صلاح الدين » . ( 3 ) . نامش به قول امام يافعى بيبرس بود و به روايت صاحب تاريخ وصاف بند قدار ( حبيب السير ، ج 3 ، ص 253 ) .