غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

119

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

زمان غازان خان ، خواجه سعد الدين محمد ساوجى وزير آن بقعه را تجديد عمارت نمود . مجد الدوله بن فخر الدوله در سن طفوليت بر تخت سلطنت نشست و مادرش سيده كه به اصابت راى و تدبير موصوف بود به ضبط امور مملكت قيام نمود . و چون مجد الدوله به حد بلوغ رسيد ميان او و مادر نزاع و مخالفت پيدا شد . بعد از وقوع محاربه سيده پسر را با وزير اسير و دستگير كرد . غرض از ايراد اين حكايت آن كه در آن ايام كه سيده به نظام و انتظام مهام انام مىپرداخت سلطان محمود غزنوى رسولى به نزد او فرستاد . مضمون رسالت آن كه سكه و خطبه به نام من كن و الا جنگ را آماده باش . سيده جواب داد كه تا شوهرم در قيد حيات بود مىانديشيدم كه اگر سلطان به چنين امرى ما را تكليف فرمايد تدبير چه باشد ؟ اما اكنون از آن انديشه فراغت تمام حاصل شده زيرا كه سلطان محمود پادشاهى است كه به عقل و كياست موصوف است و مىداند كه مهم محاربه در غيب است ؛ اگر بر من ظفر يابد بدين مفاخرت نتواند كرد چه بر بيوه‌زنى غالب گشته باشد و اگر شكست بر طرف او افتد رقم اين عار تا انقراض ادوار بر صفحهء روزگار او پايدار ماند و مردم گويند : مصرع : چه مردى بود كز زنى كم بود . به اين جواب مقرون به صواب ، سلطان محمود از سر نزاع و خصومت سيده درگذشت و بعد از فوت او لشكر به عراق كشيده مجد الدوله را به قتل رسانيد . ذكر شمس المعالى قابوس بن وشمگير اگرچه قابوس در سلك ملوك ديالمه منتظم نيست اما چون سلطنتش معاصر ملوك ديلمى بود ذكر او در اين محل مناسب نمود . ارباب تواريخ آورده‌اند كه قابوس بن وشمگير بن مرداويج بن زيار به فضيلت بسيار و فطانت بىشمار اتصاف داشت ، و در ايام سلطنت خود در ولايت جرجان ، اعلام عدالت و احسان برافراشت . خط خوب نوشتى و پيوسته ابواب جود مفتوح داشتى . هرگاه صاحب عباد خط آن پادشاه عدالت نهاد را ديدى گفت : هذا خط قابوس ام جناح طاوس ؟ ! و قابوس نزديك به دار الفتح استراباد گنبدى كه در رفعت ، غيرت سپهر است بنا نمود و در كتابهء آن عمارت در دو « 1 » موضع بر اين موجب كه نقل كرده مىشود مكتوب است :

--> ( 1 ) . مج : « ده » .