غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

120

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . هذا قصر العالى للامير شمس المعالى بن الامير قابوس بن وشمگير ، امر ببنائه فى حياته سنة سبع و سبعين و ثلث مائه قمرية و سنة خمس و سبعين و ثلث مائه شمسية » . به ثبوت پيوسته كه قابوس با وجود فضايلى كه مذكور شد به غايت درشت خوى و تند مزاج بود و در قتل امراء و ملازمانش افراط مىنمود . لاجرم بقية السيف بر سلطنت ولد ارشدش منوچهر اتفاق كرده او را مقيد نمودند و به يكى از قلاع جرجان فرستادند . نقل است كه در آن وقت كه قابوس را به حصار مىبردند از سرهنگى كه همراهش بود پرسيد كه سبب چه بود كه مرا از حكومت خلع كرده منوچهر را به پادشاهى برداشتيد ؟ آن سرهنگ جواب داد كه چون تو در قتل افراط نمودى من و سه كس ديگر اتفاق نموده اين مهم را از پيش برديم . قابوس گفت غلط گفتى ، كه من در كشتن اهمال مىنمودم بنابر آن اين بليه مرا پيش آمد ، زيرا كه اگر ترا و آن سه كس را مىكشتم حالا از اين قيد فارغ مىبودم . از كلمات قابوس است كه : اقتناء المناقب باحتمال المتاعب . ذكر اسماعيليان دو طايفه‌اند : طبقه‌اى از ايشان كه به روايت اصح از اولاد اسماعيل بن جعفر الصادق عليه السلام‌اند در بلاد مغرب سلطنت كردند و ايشان چهارده نفر بودند و زمان دولت ايشان به دويست و شصت سال رسيد . الاول منهم : ابو القاسم محمد بن عبد اللّه الملقب بالمهدى زعم اسماعيليه آن است كه مهدى كه در احاديث و اخبار واقع شده عبارت از او است . و مهدى در ايام دولت خويش در حدود قيروان قلعه‌اى در غايت حصانت و متانت بنا نهاده آن را موسوم به « مهديه » گردانيد . المعز لدين اللّه بعد از القائم بامر اللّه و المنصور [ بقوة ] اللّه متقلد قلادهء حكومت گشت . و او چون به صفت شجاعت و اصابت راى موصوف بود در ميان فسطاط و مصروعين الشمس به فرمان