غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
117
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
عضد الدوله به صفات حميده و سمات پسنديده اتصاف داشت چنانچه در ذكر مفاخر و بيان مآثر او اكابر علماء و اعاظم فضلاء رسايل ساختهاند و مجلدات پرداخته . از آن جمله صابى ، كتاب « تاجى » در اخبار آل بويه ، به نام نامى او نوشته است . و عضد الدوله در سنهء ثمان و ستين و ثلث مائه كه در دار السلام بغداد رحل اقامت انداخته بود مساجد خراب بغداد را عمارت نمود و امامان و مؤذنان تعيين كرده جهت ايشان وظايف مقرر فرمود و به ايتام و فقراء و ضعفاء وظيفه و مشاهره معين گردانيد ، و انهار بسيار جارى ساخت ، و اخراجاتى كه در آن اوقات از حاجيان مىستاندند برانداخت ، و از دار السلام تا مكهء معظمه هر چاهى كه انباشته شده بود به حال اول باز آورد ، و به جهت مجاوران مكه و مدينه و مشهد امير المؤمنين على عليه السلام و امير المؤمنين حسين عليه السلام صدقات فرستاد ، و از براى علماء و فضلاء [ و شعراء و اطباء ] « 1 » مرسومات تعيين فرمود . و از جملهء عمارات عضد الدوله عمارتى است كه در جانب غربى دار السلام به اتمام رسانيده . در بعضى از نسخ معتبره به نظر آمد كه چون دار الشفاى مذكور به اتمام رسيد روزى عضد الدوله به تماشاى آن عمارت رفت . ديوانهاى با وى گفت كه اى امير ! اگر امور عالم باژگونه نيست به چه سبب بند بر من برنهادهاند ؟ ديوانه توئى . عضد الدوله گفت در من آثار جنون چه ديدهاى ؟ مجنون گفت اول آنكه مال از عاقلان مىستانى و به ديوانگان صرف مىكنى . ديگر آنكه شافى امراض ، حكيم على الاطلاق است و تو دار الشفا ساخته خود را وسيلهء شفا مىپندارى ، بيشتر از اين ديوانگى چه باشد ؟ بيت عضد گفت زه اى سراينده زه * نگفت هيچ عاقل سخن از تو به ارباب تواريخ آوردهاند كه عضد الدوله در ايام حكومت خويش بركهاى ساخت كه مشتمل بر هفت پايه بود كه اگر هر روز از هر پايه هزار كس آب مىآشاميدند تا به يك سال ايشان را كفايت مىكرد . ديگر از آثار عضد الدوله بندى است كه بر آب كر بسته است نزديك به بلدهء شيراز ، و آن بند به « بند امير » شهرت يافته ، و آن عمارت در عالم شبيه و نظير ندارد . و در تاريخ گزيده مسطور است كه عضد الدوله در مدينهء طيبه باروئى ساخت ، و در جانب قبلى « 2 » شيراز شهرى كه آن را « سوق الامير » مىخوانند طرح انداخته به اتمام رسانيد
--> ( 1 ) . فقط مج . ( 2 ) . در هر دو نسخه : « قبله » .