غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

100

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

نغمهء آواز خوش وقت سحر دلكش‌تر است * از جمال يوسفى گر حظ جسمانى است خوش قوت روح از لحن داودى گرفتن خوشتر است المتوكل على اللّه ابو الفضل جعفر بن المعتصم . اول خليفه‌اى كه حكم فرمود كه اهل كتاب و اصحاب جزيه زنار بندند و غيار « 1 » بردوزند و زنان ايشان نيز نشانى بر ازار احداث نمايند متوكل بود و پيش از زمان دولت او اين رسم نبود . و متوكل دستور داد تا هيچ جهود و ترسا را در ديوان ، عمل نفرمايند و مقابر ايشان را با زمين برابر كنند . در ايام سلطنت متوكل حوادث غريبه بسيار واقع شد . يكى آن كه از قراى قيروان سيزده قريه به زمين فرو رفت چنانچه از اهالى آن چهل و دو كس بيش نجات نيافتند . ديگر آن كه در دامغان زلزله واقع شد كه نصف عمارات آن بلده ويران گشت و ثلث شهر بسطام نيز به زلزله افتاد ، و در رى و جرجان و نشابور همين واقعه دست داد . و چون در قريه‌اى از قراى قومس بنياد زلزله شد و اهالى آنجا از قصبه بيرون آمدند از طرف آسمان آوازى شنيدند كه : اللّه اجل و اعوذ بالرحمة لعباده . و همچنين در ولايت يمن از شدت زلزله مزرعه‌اى كه بر جبلى واقع بود منفصل گشته به موضع ديگر نزول كرد . و از آن جمله ديگرى آنكه از ابن الوضاح « 2 » منقول است كه در بعضى از قلمرو متوكل مرغى بزرگتر از غراب بر درخت خرمائى نشسته به زبان فصيح گفت كه : ايها الناس اتقوا اللّه اللّه اللّه و چهل بار اين كلمه را تكرار كرده طيران نمود و روز ديگر باز آمده چهل بار همين لفظ را بر زبان راند . ديگر از ابن ابى الجلاء مروى است كه در بعضى از قصبات اهواز و خوزستان شخصى فوت شد . چون تابوت او را برداشتند طايرى بر آنجا نشست و به زبان خوزى گفت كه خداى تعالى اين ميت را و هر كه به جنازهء او ظاهر گشته بيامرزيد . اين واقعات را ابن جوزى در كتاب تلقيح ذكر كرده . بعد از آن نوشته است كه ذكر جميع ذلك محمد بن حبيب الهاشمى فى تاريخه .

--> ( 1 ) . مج : « عبا » . و غيار پاره‌اى باشد به رنگى جز رنگ جامه . كه جهودان در قديم بر كتف مىدوختند تا از مسلمانان تشخيص داده شوند ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 2 ) . در حبيب السير : « ابن ابى الوضاح » .