گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
96
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
شد زيرا هيچ نوع خوراكى فراهم نداريم و در حين آمدن نيز در هفده منزل آخر اصلا آذوقه بدست نيامد و آنچه هم يافته شد صرف كرديم . اينك راهى را بايد در پيش گرفت كه هرچند درازتر است باز دستكم ميتوان اميد داشت كه خوراكى فراهم شود و بايد اولين منزل سفر را هم از لشكر شاهى هرچه دور تر اختيار كرد زيرا اگر به اندازهء دو سه روز راه بين ما فاصله باشد ديگر او قادر نخواهد بود ما را غافلگير كند زيرا كه پادشاه با افرادى محدود جرأت تعاقب ما را نخواهد داشت و با لشگرى انبوه نيز سرعتش كافى نخواهد بود بعلاوه دچار كميابى آذوقه خواهد شد و افزود اينست نظر من . اين تدبير مرارت بار فقط اين معنى را داشته است كه مخفيانه و يا با سرعتى تمام راه فرار اختيار شود اما بخت و طالع ايشانرا يارى كرد زيرا كه چون صبح شد و به حركت افتادند آفتاب در طرف راست آنها مىدرخشيد و بنابر محاسبه فرض كرده بودند تا غروب به يكى از دهات بابل برسند و ازين جهت كارشان لنگ نشد . اما در حدود بعدازظهر چنين به نظرشان آمد كه سواران دشمن را ديده بودند . بعضى از يونانيها كه حالت آماده باش نداشتند زود به دستههاى خود پيوستند و اريهاوس كه چون مجروح شده بود در گردونهاى حركت ميكرد از ارابه پائين پريده جوشن پوشيد و همراهانش نيز مثل او رفتار كردند . در حينى كه سلاح مىپوشيدند افراد متقدم كه مأمور ديدهبانى بودند خبر آوردند كه سوارانى از دشمن در كار نيست بلكه چهار پايانى را در حال چرا ديدهاند بدين ترتيب فورى همه پى بردند كه اردوگاه شاهى در آن حوالى است و در واقع هم از دهى مجاور ستون دود به نظر ميرسيد .