گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
90
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
دارد يا چون ما را دوست خود مىپندارد به عنوان اهدا طالب آن است زيرا اگر بنام فاتح باشد چرا درخواست نمايد و خود براى تصرف آنها پيش نيايد ؟ « 1 » اما اگر او از راه تحبيب و دلجوئى خواستار آنهاست بهتر است خود بيايد تا سربازان دريابند در ازاى چنين تقديمى چه دريافت خواهند داشت . در پاسخ اين مطلب فالينوس گفت « پادشاه معتقد است كه فتح با اوست زيرا كوروش را از بين برده مگر آنكه كس ديگرى مدعى سلطنت او باشد ؟ بعلاوه معتقد است شما هم در چنگ و اختيار او قرار داريد چون در قلب سرزمين او هستيد كه رودخانههاى غير قابل عبورى آن را احاطه كردهاند و ميتواند دستههاى كلان بر ضد شما تجهيز كند كه اگر به شما امكان كشتار آنها را هم بدهد باز آن اندازه زيادند كه از عهدهء اين كار برنخواهيد آمد . سپس تئوپمپوس اهل آتن اظهار داشت « فالينوس تو خوب مىتوانى مشاهده كنى كه ما جز اين اسلحه و شجاعت خود سرمايهء ديگرى نداريم و اگر سلاح خويش را حفظ كنيم خواهيم توانست دلاورى خود را هم نشان بدهيم و گرنه همين كه اسلحه را از دست بدهيم جان خود را نيز باختهايم . بنابراين نبايد تصور كنى كه يگانه دارائى خويش را از دست خواهيم داد بلكه برعكس بوسيلهء همين اسلحه با خود شما و براى تصرف اسلحهء خودتان نبرد خواهيم كرد » . اما فالينوس با شنيدن اين حرف به خنده افتاده گفت « اى جوان حالا چه وقت سخنانى حكيمانه است گفتههايت دلپذير است اما جاى
--> ( 1 ) - اين كلمات پاسخ معروفى را به خاطر ما مىآورد كه لئونيداس در جنگ ترموپيل ( در 480 قبل از ميلاد در جنگ بين ايران و اسپارت ) در مقابل چنين درخواستى به سردار ايرانى داده بوده . « اگر زوردارى بيا و بگير » . م