گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

88

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

فرار اختيار كرده همان موقع با ديگر چريكها در محلى كه روز پيش بامداد از آنجا حركت كرده بودند در انتظارند و خبر داده‌اند هرگاه يونانيها قصد پيوستن به آنها را داشته باشند منتظر خواهند ماند و گرنه چنان كه اريه‌اوس اظهار داشته روز بعد به عزم بازگشت به يونيه كه از آنجا آمده بودند حركت خواهند كرد . فرماندهان و سربازان يونانى وقتى كه شرح اين ماجرا را شنيدند سخت برآشفتند . كلارخوس گفت : « اگر كوروش زنده بود ، افسوس كه ديگر در ميان ما نيست به اريه‌اوس پيغام ميداد تا آنجا كه به اقدام ما بستگى دارد پادشاه شكست يافته و چنان كه مىبينى ديگر حريفى در مقابل ما نيست تا با او نبرد كنيم و اگر شما هم نيامده بوديد ما باز بر ضد پادشاه پيشروى ميكرديم و به اريه‌اوس قول ميدهيم اگر اين‌جا بيايد خود او را بر تخت پادشاهى قرار خواهيم داد چه آنان كه در ميدان نبرد فاتح شوند حق فرمانروائى دارند » با اين سخنان او قاصدان را برگردانيد و همراه آنها خريسوفوس اهل لاكونيه و منون تسالى را روانه كرد چون منون خودش خواهش كرده بود . او از ياران نزديك و مدعى اريه‌اوس بود پس آن دو رهسپار شدند و كلارخوس در انتظار بازگشت آنها ماند . در آن حال لشكريان با كشتن گاو و الاغهاى رسد باربرى كمى خوراكى فراهم كردند و براى مادهء سوخت قدرى دور تر از قرارگاه خود تا سامانى كه نبرد در آنجا واقع شده بود پيش رفتند و دسته‌هاى تيروكمان كه يونانيها ، فراريان لشكر شاهى را وادار كرده بودند دور بريزند و همچنين قدرى از سپرهاى ساخته از شاخهء بيد و سپرهاى چوبى مصريان بعلاوه تعدادى سپرهاى سبك و ارابه‌هاى كم وزن را كه در ميدان نبرد فرا